تبليغاتX
محــــــــــرمانه

     


دشمن ِتـان را بیــابیــد و جنــگِ تان را بــرپــا کنیــد. جنگـــی در  راه اندیشه هایتان : و اگر اندیشه هایتان از پای در آمد، باز راستکرداری شما می باید غریو شادی بردارد. انسان چیزیست که بر او چیره می باید شد.
 

 


می خوانم

آرمان و اندیشه
تحقیقات فلسفی
بازیافت نوشته های فلسفی
فلسفه ذهن
فلسفه علم
 

وبگردی

نامه سر گشاده به يك مقام آگاه
پیوند : بی بی مهتاب


آیت الله خزعلی با بیان این جمله برای مادرشان التماس دعا کرد: «اميدواريم روزي غدير جاي نوروز را بگيرد و عيد بزرگ ما شود.»
پیوند : روزنامه شرق


خالی‌بند - بچه که بودیم هر وقت یکی از بروبچه‌ها خالی می‌بست، واسه این که حالش رو بگیریم می‌گفتیم خالی‌بندی مالیات نداره.
پیوند : شما بگید


خداباوری و دعا. یک مطالعه ی موردی، هر چند رقت انگیز، درباره ی معجزه، آزمایش بزرگ دعاست: آیا دعا به بهبود بیماران کمک می کند؟
پیوند : آرمان و اندیشه


پلورالیسم از منظر آیزیا برلین. من به اين نتيجه رسيده ام، همان طور كه تكثر فرهنگ ها و مزاج ها وجود دارد تكثر آرا و عقايد نيز وجود دارد.
پیوند : آرمان و اندیشه


فلسفه چیست ؟ در پاسخ به این سئوال ، هر آشنای فلسفه لحظه درنگ خواهد کرد. عموما چنین سئوالات بنظر بی خطری آنچنان هم که تصور می کنیم معصومانه نیستند...
پیوند : تحقیقات فلسفی


درون آینه - توده ها وقتی به خانه جدید می روند با خود کتاب مقدس و آینه همراه می برند. اگر شیطان و جنی در آن خانه باشد ، با دیدن نام خدا ترسیده و از طریق آینه فرار می کند.
پیوند : مجله‏ی شعر در هنر نويسش


عدالت، عدالت‌ اجتماعی و عملکرد اقتصاد | مفهوم عدالت از دیرباز مورد توجه اندیشمندان بوده و یکی از مفاهیم محوری هرگونه اندیشه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را تشکیل می‌دهد.
پیوند : رستاک


واژه اليتيسم يا نخبه‌گرايي در دانشنامه سياسی چنين تعريف شده است: باور به اين‌كه در هر جامعه يا گروه‌اجتماعي, اقتصادي, سياسي, فرهنگي و جز آن, كس‌ يا كساني به سبب توانمندي‌هاي شخصي‌شان برتر از ديگران‌اند و حق آنهاست كه از امتيازهاي پيشوايي ...
پیوند : گشوده


اهريمن ، و اسطوره‌ی ِ آخر زمان. از منظری که من می‌نگرم ، " آخر‌الزّمان " - آن‌گونه که در اساطير ِ زرتشتی و مسيحی از آن سخن رفته است - ، با ظهور ِ اسلام آغاز می‌شود!
پیوند : فردای ِ روشن


بایگانی

 

 

 RSS 
پست الکترونیک

POWERED BY
BLOGFA.COM


DESIGN
ED BY
بهـــــــراد

بازديد :

 

 
 

 

سه شنبه 1388/03/05

خدای خوب و مهربان. این جان نا قابل را بستان .... اما نذار این احمدی نژاد رو چهار سال دیگر تحمل کنیم.

آمین یا رب العالمین

موضوع: فرهنگ و اجتماع | لینک | 4:48 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

سه شنبه 1388/03/05

زمان زیر گوش آدمی رازهایی فاش میکند، گوش شنوا می خواهد. خودم را می نگرم، بیست و چند ساله ام. دیگر از آن آرمانگرایی در ذهنم خبری نیست. کمتر تعمقی در معانی دارم. عدالت، اخلاق، فلسفه سیاسی، حقیقت و ... جای خود را داده اند به محاسبه هزینه ماهیانه کرایه ماشین از منزل تا محل کار، حقوق، بیمه، مالیت، پول کلاس، غذا، ازدواج، خرید خانه و ... ببین چگونه پول می دهیم نفت و آب و برق را

موضوع: عمومی | لینک | 10:33 قبل از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

شنبه 1387/07/20

نه دیگه این واسه ما دل نمی شه
نه دیگه این واسه ما دل نمی شه
هر چی من بهش نصیحت می کنم
که بابا آدم عاقل آخه عاشق نمی شه
می گه یا اسم آدم دل نمی شه
یا اگر شد دیگه عاقل نمی شه
بش می گم جون دلم این همه دل توی دنیاست
چرا یه کدوم مثل دل خراب صابمرده ی من
پاپی زنهای خوشگل نمی شه
چرا از این همه دل یه کدوم مثل تو دیوونه ی زنجیری نیست
یه کدوم، یه کدوم صبح تا غروب تو کوچه ول نمی شه
می گه یک دل مگه از فولاده
که تو این دوره زمونه چششو هم بزاره
هیچ چیزی نبینه
یا اگر چیزی دید خم به ابروش نیاره
می گم آخه بابا جون
اون دل فولادی دست کم دنبال کیف خودشه
دیگه از اشک چشش زیر پاش گل نمی شه
می گه هر سکه می شه غلب باشه
می گه هر سکه می شه غلب باشه
اما هر چی قلب شد دل نمی شه
نه دیگه
نه دیگه
نه دیگه این باسه ما دل نمی شه
نه دیگه این باسه ما دل نمی شه


موضوع: خواندنی | لینک | 11:1 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

پنجشنبه 1387/03/30



ما زنده با آنیم که آرام نگیریم

موجیم که آسودگی ما عدم ماست
موضوع: شخصی | لینک | 7:52 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

جمعه 1387/02/06

جمعیت اعتقادی جهان منبع

Religion

Adherents

Christianity

2.1 billion

Islam

1.5 billion

Secularism/Irreligious/Agnostic/Atheism

1.1 billion

Hinduism

900 million

Chinese traditional religion

394 million

Buddhism

376 million

Primal-indigenous

300 million

African Traditional & Diasporic

100 million

Sikhism

23 million

Juche

19 million

Spiritism

15 million

Judaism

14 million

Bahá'í

7 million

Jainism

4.2 million

Shinto

4 million

Cao Dai

4 million

Zoroastrianism

2.6 million

Tenrikyo

2 million

Neo-Paganism

1 million

Unitarian-Universalism

800 thousand

Rastafarianism

600 thousand

Scientology

500 thousand

 


آمار بی دینها در کشور های مختلف. نکته اینجاست که ایران هم بالاخره در این لیست قرار گرفت. جای خوشحالیه.

Irreligion around the world

Country

Percentage stating they have no religion

Source

China

59-71%

Various publications[2]

Sweden

46%-85%

Zuckerman, Phil. "Atheism: Contemporary Rates and Patterns", chapter in The Cambridge Companion to Atheism, ed. by Michael Martin, Cambridge University

Press: Cambridge, UK (2005)

Estonia

75.7%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Albania

60%

US Department of State - International Religious Freedom Report 2006[4]

L'Albanie en 2005[5]
Various publications[6]

Czech Republic

59% (plus additional 8% did not fill in anything)

Czech Statistical Office (2001 census)[7]

Japan

51.8%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Russia

48.1%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Belarus

47.8%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Vietnam

46.1%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Netherlands

44.0%

Social and Cultural Planning Office[8]

Finland

28%-60%

Zuckerman, Phil. "Atheism: Contemporary Rates and Patterns", chapter in The Cambridge Companion to Atheism, ed. by Michael Martin, Cambridge University

Press: Cambridge, UK (2005)

Hungary

42.6%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Ukraine

42.4%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Latvia

40.6%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

South Korea

36.4%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Belgium

35.4%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

New Zealand

34.7% (of the 87.3% who answered an optional question)

Statistics New Zealand (2006 census)[9]

Chile

33.8%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Germany

32.7%

German Worldview Research Group (2004)[10]

Luxembourg

29.9%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Slovenia

29.9%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

France

27.2% (23.9% of women, 30.6% of men)

INSEE (2004 survey)[11]

Venezuela

27.0%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Slovakia

23.1%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Mexico

20.5%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Lithuania

19.4%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Denmark

19%

Eurobarometer(2005)[12]

Australia

18.7% (of the 88.8% who answered an optional question)

Australian Bureau of Statistics (2006 census)[13]

Italy

17.8%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Spain

17%

Centre of Sociological Investigations (2005)[14]

United Kingdom

16.8% (of the 92.7% who answered an optional question)

UK National Statistics (2001 census)[15]

Canada

16.2%

Canada 2001 Census[16]

Argentina

16.0%

Gallup-Argentina poll, April 2001[17]

South Africa

15.1%

Statistics South Africa Census 2001[18]

United States

15.0% (of the 94.6% who answered an optional question, out of a sample of 50,281 households in the 48 contiguous states)

American Religious Identification Survey (2001), as reported by US Census Bureau [19]

Croatia

13.2%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Austria

12.2%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Portugal

11.4%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Puerto Rico

11.1%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Bulgaria

11.1%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Philippines

10.9%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Brazil

7.4%

National Demografic Census in 2000, conducted by the IBGE. [20]

India

6.6%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Poland

6%

Public Opinion Research Centre (2007)[21]

Serbia and Montenegro

5.8%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Ireland

4.5%

Central Statistics Office Ireland Census 2006[22]

Peru

4.7%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Iceland

4.3%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Greece

4.0%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Turkey

2.5%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Romania

2.4%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Tanzania

1.7%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Malta

1.3%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Iran

1.1% (Atheism and Agnosticism are illegal)

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Uganda

1.1%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Nigeria

0.7%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

Bangladesh

0.1%

Dentsu Communication Institute Inc, Japan Research Center (2006)[3]

 

موضوع: خواندنی | لینک | 10:35 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

چهارشنبه 1387/02/04

گاهی اوقات حوصله نداری از حالت بگی. بعد یه (همون یک !) شعر میاد تو ذهنت که زبان حال شماست. اینگونه میشود که وبلاگ تبدیل میگردد به اشعار کپی شده ...
 در این سرای بی کسی   کسی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند

یکی ز شب گرفتگان چراغ برنمی کند
کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند

نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند

گذرگهیست پر ستم  که اندرو به غیر غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند

چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند

نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم ام سزاست
وگرنه بر درخت تر کسی تبر نمی زند

موضوع: شخصی | لینک | 9:21 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

سه شنبه 1387/02/03

آی آدمها که بر ساحل نشسته، شاد و خندانید!
یک نفر در آب دارد می سپارد جان
یک نفر دارد که دست و پای دائم می زند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید
آن زمان که مست هستید
از خیال دست یا بیدن به دشمن
آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید
که گرفتستید دست ناتوانی را
تا توانایی بهتر را پدید آرید
آن زمان که تنگ می بندید
بر کمرهاتان کمربند
در چه هنگامی بگویم من؟
یک نفر در آب دارد می کند بیهوده جان، قربان


آی آدمها! که بر ساحل بساط دلگشا دارید
نان به سفره، جامه تان برتن
یک نفر در آب می خواند شما را
موج سنگین را به دست خسته می کوبد
باز می دارد دهان با چشم از وحشت دریده
سایه هاتان را ز راه دور دیده
آب را بلعیده در گود کبود و هر زمان، بی تابیش افزون
می کند زین آبها بیرون
گاه سر، گه پا
آی آدمها!
او ز راه مرگ، این کهنه جهان را باز می پاید
میزند فریاد و امید کمک دارد
آی آدمها که روی ساحل آدرام، در کار تماشایید!


موج می کوبد به روی ساحل خاموش
پخش می گردد چنان مستی به جای افتاده، بس مدهوش
می رود نعره زنان؛ وین بانگ باز از دور می آید:
"آی آدمها!"
و صدای باد هر دم دلگزاتر
در صدای باد بانگ او رهاتر
از میان آبهای دور و نزدیک
باز در گوش این نداها:
"آی آدمها!"...

 نیما یوشیج

-------------------------------------------------------------------

موج می آمد چون کوه و به ساحل می خورد!
 
از دل تیره امواج بلند آوا
که غریقی را در خویش فرو می برد
و غریوش را با مشت فرو می کشت
نعره ای خسته و خونین، بشریت را
به کمک می طلبید:
«آی آدم ها...، آی آدم ها...»
ما شنیدیم و به یاری نشتابیدیم!
به خیالی که قضا
به گمانی که قدر
بر سر آن خسته ، گذاری بکند!
دستی از غیب برون آید و کاری بکند
هیچ یک حتی از جای نجنبیدیم!
آستین ها را بالا نزدیم
دست آن غرقه در امواج بلا را نگرفتیم
تا آز آن مهلکه –شاید- برهانیمش
به کناری برسانیمش!...
موج می آمد چون کوه و به ساحل می ریخت
با غریوی
که به خاموشی می پیوست
با غریقی که در آن ورطه، به کف ها ، به هوا
چنگ می زد ، می آویخت...
ما نمی دانستیم
این که در چنبر گرداب گرفتار شده است
این نگون بخت که این گونه نگون سار شده است
این منم
 این تو
 آن همسایه
 آن انسان
 این ماییم!
ما همان جمع پراکنده
همان تنها
آن تنهاهائیم!
همه خاموش نشستیم تماشا کردیم
آن صدا ، اما خاموش نشد
«...آی آدم ها...»
«آی آدم ها...»
آن صدا هرگز خاموش نخواهد شد
آن صدا در همه جا دائم در پرواز است!
تا به دنیا دلی از هول ستم می لرزد
خاطری آشفته است
دیده ای گریان است
هر کجا دست نیاز بشری هست دراز
آن صدا در همه آفاق طنین انداز است
آه اگر با دل و جان گوش کنیم
آه اگر وسوسه نان را یک لحظه فراموش کنیم
آی آدم ها را
در همه جا می شنویم
در پی آن همه خون
که بر این خاک چکید
ننگ مان باد این جان!
شرم مان باد این نان!
ما نشستیم و تماشا کردیم!
در شب تار جهان
در گذرگاهی تا این حد ظلمانی و طوفانی!
در دل این همه آشوب و پریشانی
این که از پای فرو می افتد
این که بر دار نگون سار شده است
این که با مرگ در افتاده است
این هزاران و هزاران که فرو افتادند
این منم
 این تو
 آن همسایه
 آن انسان!
 این ماییم!
ما همان جمع پراکنده ، همان تنها
آن تنهاهائیم!
این همه موج بلا در همه جا می بینیم
آی آدم ها را می شنویم
نیک می دانیم
دستی از غیب نخواهد آمد
هیچ یک حتی یک بار نمی گوییم
با ستم کاری، نادانی اینگونه مدارا نکنیم
آستین ها را بالا بزنیم
دست در دست هم از پهنه آفاق برانیمش
مهربانی را...
دانایی را
بر بلندای جهان
بنشانیمش!
آی آدم ها ...!
موج می آید...

فریدون مشیری

موضوع: شخصی | لینک | 10:13 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

پنجشنبه 1387/01/15

توی سال انسجام خوردیم اتهام
آخه دارید از کی میگیرید انتقام
دنیا داره به سرعت پیش میره
اما تو تو فکر اینی کار من چیش گیره
هی نگام کنی، بگی این چه وعضشه
اینو می چسبونی روی خط کشت
بد اینه خوب اینه راست اینه دروغ اینه
اینو بگو اونو نگو اینو بپوش اونو نپوش
از دید شما تحجر ارزشه
 قرار هم نیست که شما به ما به بگید
ارزش چیه توی ایران زمین

ای جوونای دوره ی استبداد
آخه تا کی می خواید  صداتون در نیاد
دیگه دست شماست قدرت و اتحاد
من توی باد آزادی رو می زنم داد
حدرو بشکنید و تسلیم نشید
به جای نفاق پشت هم باشید

این روزا جوون عاجز و محکومه
افکار عمومی قفل و مسمومه
همه گیجن، چی داره سرشون میاد
از این همه خفقان بدشون میاد
دخترا تو کفنن، پسرا توی قبر
اینه آخر عاقبت و نتیجه ی جبر

ای جوونای دوره ی استبداد
آخه تا کی می خواید  صداتون در نیاد
دیگه دست شماست قدرت و اتحاد
من توی باد آزادی رو می زنم داد
حدرو بشکنید و تسلیم نشید
به جای نفاق پشت هم باشید

اینجا هیچ چی آخه سر جاش نیست
وضع خیلی بده بحث چپ و راست نیست
اینجا یکی نون شب نداره
فکر میکنم خدا سر به سرم میزاره
حالا تیم میشه کار هرکی هرکی
مدعی شدن آقایون که هرکی
لباسش ال به شه قیافش جیم بل
بگیرش ببرش نشو ازش غافل
آخه بابا جون مملکتو آب برد
جوون یا فراری شد یا تو خودش مرد
همه مردن ولی کسی زاییده نشد
اصالت رو گرفتن کمی فایده نشد

ای جوونای دوره ی استبداد
آخه تا کی می خواید  صداتون در نیاد
دیگه دست شماست قدرت و اتحاد
من توی باد آزادی رو می زنم داد
حدرو بشکنید و تسلیم نشید
به جای نفاق پشت هم باشید

قصه اصلا این نیست، بیدار شو
این فقط یه لالاییه که میگه خواب شو
پشت پرده بسه، این یه داستان دیگست
حالا بعدا میفهمی که من راست میگم
توی بازی شطرنج سربازیم
آقایون تو بازیتون مارو جلو نندازید
تا بشیم قربانی و سپر بلاتون
بیشتر بشه پولتون، راحت تر جاتون
دست از سر جوونا بردارید و برید
اگه جواب حرفامو دارید خوب بگید

ای جوونای دوره ی استبداد
آخه تا کی می خواید  صداتون در نیاد
دیگه دست شماست قدرت و اتحاد
من توی باد آزادی رو می زنم داد
حدرو بشکنید و تسلیم نشید
به جای نفاق پشت هم باشید




موضوع: فرهنگ و اجتماع | لینک | 9:52 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

پنجشنبه 1387/01/15

توانایی ثبت و انتقال تجربه و دانش نخستین گام بشر بدوی در راه بی پایان تمدن بود. انسان بدون آموختن و دانستن به جانوری بی دست و پا بدل می گردد. نسل ما از نظر زمانی در مقطعی از تاریخ قرار دارد که دانش بشر به میزان بسیار زیادی پیشرفت کرده بطوری که یک انسان با عمر متوسط 70 سال اگر تمام عمرش را به کسب دانش اختصاص دهد، باز هم تنها بخش ناچیزی از کل دانش بشری را می تواند بیاموزد. اکنون تنها کاری ما باید انجام بدهیم آموختن از این دریای گسترده است. اگر آموختن بدانیم ...
آنچه که امروز گریبان ملت ما را گرفته عدم وجود علم و آگاهی نیست. ریشه ی آموختن در ما سوزانده شده، وگر نه ما غنی ترین گنجینه های مفاهیم را در اختیار داریم. اخلاق ایرانی، اندیشه ی ایرانی، داد و آزادگی ایرانی چنان ریشه دار و ارزشمند است که یقین دارم می تواند با شکوه تمام سایه ی آرامش را بر غوغای علوم و نظریات جدید بگستراند. هویت و محتوا اکتسابیست و آموختن می خواهد، پس بی هویتی و بی محتوایی ملت ما از آموختن ندانستن است. اینکه ملت ما حافظه ی تاریخی ندارد نیز به همین معناست. دریابیم این غنای تاریخی ایران را، پیر و مرشد ما (ایران) درس برای آموزاندن بسیار دارد.

موضوع: اندیشه | لینک | 9:11 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

پنجشنبه 1387/01/01

امان از رخوتی که بر دلها نشسته. کجاست بازوان پرتوان ؟ قلب دلیر را چه شد ؟ این نسل تسلیم را شورش از کجا آغاز باید کرد ؟ این پوستین مرا سخت تنگ است، و بس عریان...
جهان نو شد. بیدار شد طبیعت و رخوت شکست. از فراز شکوهناک کوهسار اندیشه ام، روی در باد و رخ در آسمان، نو میشوم و پوستین خویش می درم. منم آرش، منم کاوه. منم فرزند زرتشت. بتاز ای اسب سرکش، پای در رکابت دارم و چنگ بر یالت. بتاز ...

موضوع: شخصی | لینک | 10:43 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

شنبه 1386/11/20

حـــــریم
حرمـــت
احتـــرام
محــــرم
محرمانه
موضوع: روزنوشت | لینک | 10:26 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

یکشنبه 1386/11/14

اگر معتقدید خواب دیدن نشانه ای از وجود روح است، پس به من بگویید چرا افراد نابینا خواب تصویری نمی بینند ؟!
"Three careful sleep laboratory studies (Amadeo & Gomez, 1966; Berger, Olley, & Oswald, 1962; Kerr, Foulkes, & Schmidt, 1982) and at least one rigorous study of home dream reports (Hurovitz, Dunn, Domhoff, & Fiss, 1999) have shown that congenitally blind dreamers and those who became blind in infancy do not have visual imagery in their dreams"

"There are two categories of blind people
(1). Who are blind by birth : These people do not see colors in their dream. Their dreams includes only noises & emotions.

(2). Who became blind due to any happening in life: These people see colors in their dreams but the intensity of the colors is associated with the time when they last seen the colors in their original life before being blind."

یا چگونه است که شما خواب مادرتان را میبینید و همان شب مادرتان خواب مادرش را ؟!
موضوع: اندیشه | لینک | 10:51 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

شنبه 1386/11/13

با عقل سلیم ساده، من به خدا اعتقاد ندارم، به هیچ خدایی.  چارلی چاپلین

"By simple common sense I don't believe in God, in none."

موضوع: خواندنی | لینک | 10:2 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

جمعه 1386/10/28

عزادار حسینی با قلاده ای بر گردن ...


موضوع: فرهنگ و اجتماع | لینک | 1:52 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

دوشنبه 1386/10/17

به نظر می رسد بسیاری از باورهای سنتی نزد پیشتازان دانش و اندیشه مدت هاست از اعتبار افتاده اند. اما این سوال مطرح است که چرا برخی باور های ساقط شده از اعتبار هنوز اینهمه طرفدارد دارد؟ و سوال مهمتر اینکه چرا حرکت منسجم و مشخصی برای ستودن این تفکرات نادرست از سطح اجتماع صورت نمی گیرد ؟ اجازه دهید مطلب را باز کنیم.
امروزه بر خلاف گذشته، که تصور می شد بیماری بر اثر خباثت ارواح حادث می گردد، تقریبا همه میدانیم که بیماری های گوناگون عوامل مختلفی دارن که از نظر علمی بررسی و شناسایی شده اند. بنابراین ورد و جادو و قربانی و صدقه و دعا هیچ گونه جنبه پیشگیری و درمانی ندارند. حتی تلاش تحقیقاتی یک موسسه مذهبی برای بررسی تاثیر دعا بر درمان نیز جز تائید گزاره پیشین چیزی در بر نداشت. [لینک] مواردی که به عینه از تاثیرات مثبت موارد فوق بر درمان مشاهده شده نیز جز تفسیر به مقصود این واقعیت اثبات شده ی علمی نیست که روحیه امیدوار، شاد و مبارز تاثیر مستقیم بر عملکرد بهتر ارگانیزم های انسان از جمله سامانه دفاعی دارد. پس هیچ شاهدی بر این مدعا وجود ندارد که موارد یاد شده کوچکترین تاثیر مثبتی بر روند درمان بیماری داشته باشند، دریغ از یک مورد. و در مقابل هزاران سند و مدرک به وسعت کل دانش پزشکی در دست است که درست خلاف آنرا اثبات می نماید. با این تفاسیر چه توضیحی برای تداوم بقای این خرافه ها نزد توده های مردم وجود دارد ؟ شاید اگر از خودشان بپرسیم بگویند "ایمان و اعتقاد" باعث این باور هاست. اگر اینگونه است "اعتقاد" را نمی توان فقدان دانش و خرد معنا کرد و مترادفی برای جهل ؟ پس چرا "ایمان و اعتقاد" مانند "جهل" بار معنایی منفی ندارند ؟
"پیدایش جهان" و "خلقت انسان" را می توان به عنوان نمونه هایی دیگر نام برد. اما مسئله از این هم فراتر است. شکست در جبه ی باور های سنتی به طور بسیار گسترده در تمامی حوزه ها مشهود است و بسیاری از علوم اصولا در بستر خرابه این باور ها ریشه دوانده و به باروری رسیده اند. . از این گذشته، موارد فوق شاید هنوز موضوع جدل در بعضی جبهه ها باقی مانده باشد. اما بطور کلی موارد مشابه دیگری وجود دارد که علارقم اهمیت و وضوح مطلق به خرد جمعی و ذهن مردم راهی پیدا نکرده. مثلا ابتدایی ترین اصول آزادی و حقوق یا مفهوم و هدف زندگی. اینگونه است که در عصر شکوفایی دانش، جهلی در بستر اذهان آرمیده، و با وجود صنعت و فناوری پیشرفته، بردگی مدرن دامنگیرمان شده.
شاخص زیر را می تواند به عنوان علت مسئله فوق در نظر گرفت
:
اقتصاد
در جهان امروز توزیع عادلانه سرمایه یک رویاست. درصد کمی از اشخاص مالک بیش از 90 درصد سرمایه جهانند. آن هم سرمایه واقعی که عامل تولید است
. بنابراین چند میلیون نفر با دو بازوی قدرتمند سیاست و رسانه، سرنوشت میلیاردها نفر را در دست دارند. و این واقعیتی است دردناک ...
ادامه دارد
... 

موضوع: اندیشه | لینک | 10:0 قبل از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

یکشنبه 1386/10/16

با نام خدا من سخن آغاز کنم
با یاد خدا قصه ی خود ساز کنم

به یاد حمید عاملی قصه گو
 

کچل کچل بامیه
گتدی حکیم خانینه
حکیم خانه باقلیدی
کچلین باشی یاقلی دی

به یاد مادربرگم (نمیدونم درست نوشتم یا نه، مهمه ؟)

موضوع: شخصی | لینک | 9:45 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

سه شنبه 1386/10/04

«خدا مرده است!» - نیچه
(«نیچه مرده است!» - خدا) اوشو

متافیزیک محدوده ای است که دانش ما آنرا پوشش نمی دهد. پس اساسا وجودش درجهل و نادانی بشر تعریف می گردد. با گسترش دانش بشر، زیستگاه متافیزیک نیز محدود تر می شود. گستره ی دانش انسان مدت هاست که با تابش بر تاریکخانه ی عرش الهی، وی را کشته است. اما مشکل اینجاست که انسان جاهل متولد می گردد. به این دلیل همه ی ما زمانی خدا باور بوده ایم.


دو سوم از وزرای دولت گوردون براون ملحد هستند.
دو سوم وزرای دولت احمدی نژاد حاجی هستند.

موضوع: | لینک | 9:30 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

دوشنبه 1386/10/03



I've had so many lives
Since I was a child
And I realise
How many times I've died
I'm not that kind of guy
Sometimes I feel shy
I think I can fly
Closer to the sky
No ones telling you how to live your life
But it's a setup until you're fed up
This world is not so kind
People trap your mind
It's so hard to find
Someone to admire
I… I sleep much better at night
I feel closer to the light
Now I'm gonna try
To improve my life
No ones telling you how to live your life
But it's a setup until you're fed up
It's no good when you're misunderstood
But why should I care?
What the world thinks of me
Won't let a stranger
Give me a social disease
Nobody, nobody knows me
Nobody knows me
Nobody knows me
Like you know me
Nobody knows me
Nobody knows me
Nobody knows me
Like you know me
No ones telling you how to live my life
But it's a setup, and I'm just fed up
It's no good when you're misunderstood
But why should I care?
What the world thinks of me
Won't let a stranger
Give me a social disease
I don't want no lies
I don't watch TV
I don't waste my time
Won't read a magazine
I don't want no lies
I don't watch TV
I don't waste my time
Won't read a magazine
I… I sleep much better at night
I feel closer to the light
Now I'm gonna try
To improve my life
Nobody, nobody, nobody, nobody knows me
Nobody knows me
Nobody knows me
Like you know me
*Nobody knows me
Nobody knows me
Nobody knows me
Like, like you know me
Like you know me
Like you know me
Like you know me
Like you know me
*(Its no fun but the damage is done
Don't want your social disease
Don't want your social disease)




Siegmund freud
Analyse this
Analyse this
Analyse this, this, this….

I’m gonna break the cycle
I’m gonna shake up the system
I’m gonna destroy my ego
I’m gonna close my body now

I think I’ll find another way
There’s so much more to know
I guess I’ll die another day
It’s not my time to go

For every sin, I’ll have to pay
I’ve come to work, I’ve come to play
I think I’ll find another way
It’s not my time to go

I’m gonna avoid the cliché
I’m gonna suspend my senses
I’m gonna delay my pleasure
I’m gonna close my body now

I guess I’ll die another day
I guess I’ll die another day
I guess I’ll die another day
I guess I’ll die another day

I think I’ll find another way
There’s so much more to know
I guess I’ll die another day
It’s not my time to go

(Laugh)

(Spoken)
I need to lay down

I guess I’ll die another day
I guess I’ll die another day
I guess I’ll die another day
I guess I’ll die another day
Another day
Another day
Another day
Another day
Another day
Another day
Another day
 
موضوع: عمومی | لینک | 10:16 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

یکشنبه 1386/09/25

شعر زیر را نخوانید، بفهمید. متشکرم.


هرگز از مرگ نهراسیده ام
اگر چه دستانش، از ابتذال، شکننده تر بود
هراس من – باری – همه از مردن در سرزمینی ست
که مزد گور کن
از آزادی آدمی
افزون باشد.

جستن
یافتن
و آنگاه به اختیار برگزیدن
و از خویشتن خویش
بارویی پی افکندن

اگر مرگ را از این همه ارزشی بیشتر باشد
حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم.

احمد شاملو

موضوع: اندیشه | لینک | 11:18 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

پنجشنبه 1386/09/22

یک تعریف جهان سوم می تواند این باشد :

مردم یک سری کشورها، زندگی می کنند. و زندگی نیز متقابلا مردم یک سری از کشورهای دیگر را. این کشورهای سری دوم که مردمش زندگی نمی کنند، بلکه به زندگی میدن مجموعه جهان سوم را تشکیل می دهند.

(1) مردم کشورهای توسعه یافته > (2) زندگی > (3) مردم کشورهای جهان سوم

موضوع: روزنوشت | لینک | 8:26 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

پنجشنبه 1386/09/22

می گن که اگه یکی بهت گفت اسب، بزن فکشو بیار پایین. دومی بهت گفت اسب، بگو جد و آبادته. سومی گفت، چیزی نگو. و اگه برای بار چهارم کسی بهت گفت اسب، به فکر یک زین خوب برای خودت باش. حالا حکایت ماست. از همون طفولیت تا الان که بزنم به تخته قد 183 - وزن 85 است و گردن مبارک را تبر نمی زند، از عاقل و فرزانه و پیر و جوان و خلاصه تمامی جمودات متکلم به اتفاق بر این امر مسر و مجد هستند که : پسر جان، سعی کن در زندگی بری خارج !
تریپ آی "مهر اگر برون رود تهی شود دلم" و فرهنگ اونجا با پوستم سازگار نیست و اینا هم که دموده شده. البته حقیقت بر هیچ بنی بشری پنهان نیست. عامل بازدارنده ی این مشکل شناسایی شده و دوای این درد جانکاه نیز به وفور در دسترس عموم قرار دارد، به حمدالله ! طریقه مصرفش هم به این قرار است که یک عددش را نصف نموده هر 8 ساعت تناول کرده، با دقت در میزان مصرف که خدایی نکرده وور دز نشود. در موارد حاد و پیشرفته، عصاره آن به صورت بخوری استعمال گردد تا عامل بازدارنده "هم" آید، انشاءالله.
خلاصه که زین دست دوم خریداریم.

موضوع: طنازی | لینک | 6:7 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

یکشنبه 1386/09/11

محتوا، معنا؛ در این مورد باید بیشتر اندیشید. البته ابتدا باید اندیشیدن آموخت. اگر آموختن بدانیم ! به نظرم همه ما به هزار و یک دلیل کم و بیش دچار فقر معناییم. اما در این میان، در بین این جمع ِ باری به هر جهت زندگان، گروهی مفتخرانه یک گام بلند به عقب پسرفت کرده اند. سعادتی آزار دهنده است آشنایی و مصاحبت با ایشان. منظورم طبل صفتان است و ورم کرده گان. کلمات ابزار انتقال مفاهیمند، اما این هرزه گان واژه نشخوار می کنند. تصور کنید یکی از این حضرات در حالی که در انتخاب کلمات و جملات دقت بسیار دارد، درست روبرویتان نشسته و چیزی شبیه به این سرهم می کند :

 

"بشر به دو دسته تقسیم می شود. گروهی دسته ی اول و گروهی دسته ی دوم. انسان می تواند کارهای آسان را به راحتی انجام دهد و این وجه تشابه انسان هاست. همانطور که بیماری برای سلامتی مضر است ... "

 

من در چنین شرایطی قرار گرفته ام، و در آن لحظات دشوار به این می اندیشیدم که اگر کسی بخشی از اموال مرا قصب یا زائل کند بی گمان از حق خویش نخواهم گذشت. پس چگونه در برابر یغمای عمر، لبخند تحویل دهم؟ این چیزی آزار دهنده است.

موضوع: اندیشه | لینک | 11:57 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

یکشنبه 1386/09/04

امروز به طور اتفاقی برنامه دکتر مرتضی محیط را از   Channel One دیدم. به نظرم بسیار اندیشمندانه و مفید آمد، یک شنبه شب ها من که مشتری شدم. {مقدمه‌اى بر ساخت اجتماعى_اقتصادى ايران ، ريشه‌هاى عقب‌ماندگی} لینک

کشاورزی با کاشتن یک دانه و صنعت با کوزه گری نخستین بار توسط زن ها آغاز شد.

موضوع: خواندنی | لینک | 10:43 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

جمعه 1386/09/02

امروز صبح در تاکسی به زندگی از دست رفته ام، به زمانی که فرصتی برای تعمق و تفکر داشتم می اندیشیدم. یاد نوشته های رسول نمازی افتادم در مورد منشور کوروش. منتقدانه به آنچه دست آویزی برای افتخار ماست نگریسته بود. آری هیچ چیز فرا انتقادی نیست. حکایت شاملو و شاهنامه، حکایت نیچه و لوح های کهنه، یا حتی حکایت مطهری و چهار شنبه سوری ...
جالب است که ما همواره سردمداران مبارزه با تحجر و ارتجاع هستیم اما اگر قدری به باور های خود بنگریم خواهیم دید خود نیز دچار همان جمودیم. روزی کسی خطاب به من گفت : به کجای این حشره (یعنی من!) بزنم که دردش بگیرد. راست می گفت ...
اگر عقيده مخالف، شما را عصبانی ميکند، نشانه آن است که شما ناخودآگاه ميدانيد که دليل مناسبی برای آنچه فکر ميکنيد، نداريد. (برتراند راسل)

موضوع: | لینک | 12:47 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

جمعه 1386/08/04

دوری از عشق، احساس، هنر؛ غفلت از خویش و زندگیست. چگونه میتوان شاعری کرد لحظه لحظه ی عمر را، یا که با هر نفس رنگی بر بوم زندگی گذاشت ؟ چگونه می توان به سر پنجه رقصان گذشت از این راه ؟ از این راه پر خطر که باید دوید و مجال درنگ نیست. به هر گوشه خاری و در پس هر پیچ گرگی در کمین. آشفته بازاریست اینجا، چشمه ی جوشان ذهن هرز می رود و میخشکد، چه جنایتی، افسوس، افسوس، افسوس ...
ای روزگار، خار بر پاشم شدی، خار بر چشمت خواهم شد ...


موضوع: شخصی | لینک | 3:20 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

جمعه 1386/07/13

موجی بلند آمد و من را از ساحل امن و زیبا به درون کشید. تاباند، پیچاند، کوباند و خراشاند. و مجالی نداد تا خود را دریابم. تابیده شدم و پیچانده و کوبیده. یک ماه یا کمی بیشتر گذشت. می توانست بیشتر هم بگذرد: یک سال، یا شاید یک عمر. نمیدانم، سرم به سنگی خورد یا دستم به کنده ای گرفت که لحظه ای از آن همه تلاطم غافل شدم. خود را دیدم در خیال، سرگردان در امواج. و ادراکی مرا فرا گرفت : دانستم که پیروزی از این موج به آن موج خزیدن نیست، بلکه ناخداوار شکستن امواج و راندن به سوییست که می باید.
شاید یک ماه یا کمی بیشتر بگذرد تا پای استوار کنم. شاید زخم هایی عمیقتر بر این پیکر بنشیند. اما از این امواج ناخدایی برخواهد خواست، که چنان شکوهمندانه از پهنه ی این روزگار میگذرد که امواج خود را به پایش خواهند انداخت.

دست هایم را
در باغچه می کارم
سبز خواهم شد
می دانم، می دانم، می دانم


موضوع: شخصی | لینک | 9:10 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

چهارشنبه 1386/06/07

  • سربازیم تموم شد. ۲۰ ماه ! بدیاشو به باد فراموشی میدم تا هزارا ن خاطره ی خوشش همیشه برام بمونه.
  • مشغول کار شدم. کاری خوب متناسب با تخصصم. راضیم و سرم خیلی شلوغه. خدا بخواد دارم آدم میشم!

 

موضوع: | لینک | 10:33 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

سه شنبه 1386/05/23

با چشمانی مصمم و ابروانی گره کرده به او خیره باید شد، چشم در چشم، رو در رو. باید پیش از او تصمیم گرفت، پیش از او عمل کرد. باید او را در ذهن بالا برد و بر زمین کوبید. او همه ی این چیز ها را در چشمان مصمم تو خواهد دید. و آنگاه، در عین نا باوری، جا خواهد زد. و آهسته هیکل بزرگش را  از مقابل نگاه پیروزمندانه ی تو کشان کشان دور خواهد کرد. و تو او را شکست داده ای بی آنکه حتی خراشی برداری. فقط با چشمان مصممت !

اما او ... او کیست ؟ شاید دردی یا غمی. یا فردایی که نگرانش هستی. شاید غولی باشد بی شاخ و دُم ! هر چه که باشد، نباید از چشمان مصممش جا زد. همین !

موضوع: شخصی | لینک | 0:21 قبل از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

شنبه 1386/05/13

دلم گرفته
 دلم عجیب گرفته است
 و هیچ چیز
نه این دقایق خوشبو که روی شاخه نارنج می شود خاموش
 نه این صداقت حرفی که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست
نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف
نمی رهاند
 و فکر میکنم
 که این ترنم موزون حزن تا به ابد
شنیده خواهد شد
نگاه مرد مسافر به روی میز افتاد
 چه سیبهای قشنگی
 حیات نشئه تنهایی است
 و میزبان پرسید
قشنگ یعنی چه ؟
قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال
و عشق تنها عشق
ترا به گرمی یک سیب می کند مانوس
و عشق تنها عشق
 مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد
مرا رساند به امکان یک پرنده شدن
و نوشداروی اندوه ؟
 صدای خالص کسیر می دهد این نوش
و حال شب شده بود
 چراغ روشن بود
 و چای می خوردند
 چرا گرفته دلت مثل آنکه تنهایی
 چه قدر هم تنها
 خیال می کنم
 دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی
دچار یعنی
                      عاشق

موضوع: شخصی | لینک | 11:58 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

یکشنبه 1386/05/07

وقتی نیچه گریست : رمانی درباره ی وسواس / اروین یالوم؛ برگردان سپیده حبیب – تهران: کاروان، 1384.

نویسنده و مترجم هر دو روانشناس اند و این را میتوان نخستین حسن کتاب دانست. نویسنده از کودکی شرح حال بزرگان بسیاری را مطالعه کرده و این آشنایی باعث شده داستان راحت تر بر دل و ذهن بنشیند. کتاب، داستانی خیالی از ملاقات نیچه با دکتر بروئر، پزشک پر آوازه و چیره دستی است که سعی دارد ضمن درمان میگرن نیچه به او از نظر روانی کمک کند. این در حالیست که نیچه هر کمک آشکاری را سریعا رد میکند. در حاشیه داستان بیمار سابق دکتر بروئر به نام "آنا" روی زندگی شخصی این پزشک تاثیر گزاشته و به نوعی خود وی را بیمار کرده است که نیچه در نقشی جدید به درمان پزشک خود می پردازد. زیگموند فروید نیز از شخصیت های داستان است که به عنوان دانشجو و دوست دکتر بروئر در جریان ماجرا قرار میگیرد.

این کتاب به گفته ی خود نویسنده یک «رمان آموزشی» است. و به راستی که جز این نیست. من در کنار لذتی که از تجسم زندگی خصوصی نیچه بردم نا خود آگاه در یک کلاس روانشناسی سودمند قرار گرفتم. نه من رمان-خوان هستم و نه این کتاب شاهکار. ولی از خواندنش لذت بردم.

موضوع: کتاب | لینک | 11:3 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

پیشتر نوشته ام

میر حسین
ببین احاطه کرده است عدد ذهن خلق را
این باسه ما دل نمی شه
آرام نگیریم
آمار
زبان حال
آی آدم ها
سال انسجام هم گذشت ...
مرشد و پیر
نو شد، نو شو
محـــــرمانه
آیا معتقد به وجود روح هستید ؟
چارلی چاپلین
ارزش ها
ما لعبتگانیم - 1
یاد ایامی ...
متافیزیک، جهل، خدا
مدونا
زندگی
جهان سوم
آگهی خرید
محتوا، معنا
مرتضی محیط
یک سوزن به خود
من خود به چشم خویشتن
می دانم، می دانم، می دانم
شرح ماوقع
یادداشتی برای خودم
دلم عجیب گرفته
کتاب: وقتی نیچه گریست

 

بایگانی ماهیانه

خرداد 1388
مهر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
 

آرشیو موضوعی

فرهنگ و اجتماع
فلسفه
عمومی
خواندنی
تاریخ و اسطوره
اندیشه
روزنوشت
قالب وبلاگ
خبر
طنازی
کتاب
شخصی