فرهنگ نیز از آن دست واژه هاست که با وجود تعاریف مختلفی که تا کنون از آن شده هنوز دارای تعریفی جامع و کامل نیست. اهمیت بررسی فرهنگ هنگامی آشکار میشود که مفهوم کلی آن را دریابیم و نقش فوق العاده مهم آن را در زندگی فردی و اجتماعی خود درک کنیم.
بطور کلی فرهنگ را می توان مجموعه باور ها، ارزش ها، اخلاق و سنن یک جامعه معرفی کرد. هر جامعه الزاما فرهنگ دارد که معقوله ایست اکتسابی و میراث نسل های پیشین. اما پیش از اینکه اسیر تعاریف متعدد فرهنگ شویم بهتر است به موضوع مهمتر یعنی تاثیر آن روی فرد و جامعه بپردازیم. فرهنگ همه ما را با پنجه های نامرئیش تحت کنترل دارد. فرهنگ است که به ما دیکته می کند چگونه بپوشیم، چه و چگونه بخوریم، چگونه رفتار کنیم، چگونه فکر کنیم، به چه ایمان داشته باشیم و ...
بنابراین پیشرفت و موفقیت یا شکست و تباهی یک جامعه مستقیما به فرهنگ ان وابسته است. سرنوشت افراد جامعه در دست فرهنگ حاکم است. اما مگر فرهنگ چیزی جز برآیند رفتار و کردار تک تک افراد صاحب فرهنگ است ؟ اینجاست که فرهنگ به "فرهنگ آرمانی" و "فرهنگ موجود" تقسیم میشود. فرهنگ موجود همان است به واقع در جامعه وجود دارد اما فرهنگ آرمانی دارای هنجارهایی است که هنوز در جامعه جا نیوفتاده. این هنجارها بر اثر عوامل بیرونی یا خودجوش به صورت تعمدی یا ناخودآگاه ایجاد می شود و ابتدا در فرهنگ آرمانی جای می گیرد. فرهنگ آرمانی نیز رفته رفته به جامعه القا شده خود به فرهنگ موجود تبدیل می گردد.
ایجاد و تقویت الگوهای نو در شرایط بحرانی توسط قشر حاکم و سیاست گذار همواره برای جوامع سرنوشت ساز بوده است، مانند سخت کوشی ژاپنی ها و آلمان ها بعد از جنگ جهانی که باعث پیشرفت چند برابر آنها شد. یا قناعت در فرهنگ چینی ها که آنها را به ابرقدرت اقتصادی جهان تبدیل نمود. اما فرهنگ گاهی ابزار استعمار قرار میگیرد به صورتی که خصیصه های به ظاهر مدرن و ارزشمند و ماهیتا استعماری از سوی تشنگان قدرت به فرهنگ آرمانی جامعه قربانی القا و تحمیل میگردد. اصلی ترین ابزار این تحمیل نیز رسانه ها و سیستم آموزشی موجود در جامعه است.
دانستن مفاهیم فرهنگ و هویت، همچنین آگاهی و هوشیاری کافی، لازمه تحقق حداقل حقوق فردی و اجتماعی ماست.
مقالات مرتبط را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب