|
جمعه 1385/11/27 |
|
|
اصولا ما همیشه در پی تایید شدنیم. اینکه یک عامل بیرونی به هر شکل و در هر حوزه ای ما را تایید کند بسیار مسرت بخش است. به همان نسبت عکس این قضیه بسیار ناراحت کننده می باشد. بخش قابل ملاحظه ای از رفتار ما ناخودآگاه در همین راستاست. مثلا این روزها دیگر کسی کت چهار خانه درشت با شلوار دمپا نمی پوشد، اما موها را با ساعت ها تلاش پیگیر سیخ نگه می دارند تا کله مبارک شبیه آناناس شود و از سوی جمعی خاص مورد تایید قرار گیرند. یا طرف کم کم دارد به درجه کارشناسی ارشد زشتی شناسی احمدی نژاد گرایش کاپشن نائل می شود به صرف اینکه خود را در حوزه تایید جامعه جا کند قافل از اینکه همین احمدی نژاد از نظر ظاهر و هیکل پیش مثلا ماهاتما گاندی باربی است. شاید فلسفه اش این باشد که فرد هرچه بیشتر مورد تایید باشد، محبوب تر است. و محبوبیت این شانس را به او میدهد که سهم بشتری از امکانات و منابع ببرد و به این ترتیب به رفاه بیشتری دست یابد و در نهایت کیفیت زندگی خود را بالا ببرد. اما به چه قیمتی ؟ |
|

