تبليغاتX
محــــــــــرمانه

     


دشمن ِتـان را بیــابیــد و جنــگِ تان را بــرپــا کنیــد. جنگـــی در  راه اندیشه هایتان : و اگر اندیشه هایتان از پای در آمد، باز راستکرداری شما می باید غریو شادی بردارد. انسان چیزیست که بر او چیره می باید شد.
 

 


می خوانم

آرمان و اندیشه
تحقیقات فلسفی
بازیافت نوشته های فلسفی
فلسفه ذهن
فلسفه علم
 

وبگردی

نامه سر گشاده به يك مقام آگاه
پیوند : بی بی مهتاب


آیت الله خزعلی با بیان این جمله برای مادرشان التماس دعا کرد: «اميدواريم روزي غدير جاي نوروز را بگيرد و عيد بزرگ ما شود.»
پیوند : روزنامه شرق


خالی‌بند - بچه که بودیم هر وقت یکی از بروبچه‌ها خالی می‌بست، واسه این که حالش رو بگیریم می‌گفتیم خالی‌بندی مالیات نداره.
پیوند : شما بگید


خداباوری و دعا. یک مطالعه ی موردی، هر چند رقت انگیز، درباره ی معجزه، آزمایش بزرگ دعاست: آیا دعا به بهبود بیماران کمک می کند؟
پیوند : آرمان و اندیشه


پلورالیسم از منظر آیزیا برلین. من به اين نتيجه رسيده ام، همان طور كه تكثر فرهنگ ها و مزاج ها وجود دارد تكثر آرا و عقايد نيز وجود دارد.
پیوند : آرمان و اندیشه


فلسفه چیست ؟ در پاسخ به این سئوال ، هر آشنای فلسفه لحظه درنگ خواهد کرد. عموما چنین سئوالات بنظر بی خطری آنچنان هم که تصور می کنیم معصومانه نیستند...
پیوند : تحقیقات فلسفی


درون آینه - توده ها وقتی به خانه جدید می روند با خود کتاب مقدس و آینه همراه می برند. اگر شیطان و جنی در آن خانه باشد ، با دیدن نام خدا ترسیده و از طریق آینه فرار می کند.
پیوند : مجله‏ی شعر در هنر نويسش


عدالت، عدالت‌ اجتماعی و عملکرد اقتصاد | مفهوم عدالت از دیرباز مورد توجه اندیشمندان بوده و یکی از مفاهیم محوری هرگونه اندیشه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را تشکیل می‌دهد.
پیوند : رستاک


واژه اليتيسم يا نخبه‌گرايي در دانشنامه سياسی چنين تعريف شده است: باور به اين‌كه در هر جامعه يا گروه‌اجتماعي, اقتصادي, سياسي, فرهنگي و جز آن, كس‌ يا كساني به سبب توانمندي‌هاي شخصي‌شان برتر از ديگران‌اند و حق آنهاست كه از امتيازهاي پيشوايي ...
پیوند : گشوده


اهريمن ، و اسطوره‌ی ِ آخر زمان. از منظری که من می‌نگرم ، " آخر‌الزّمان " - آن‌گونه که در اساطير ِ زرتشتی و مسيحی از آن سخن رفته است - ، با ظهور ِ اسلام آغاز می‌شود!
پیوند : فردای ِ روشن


بایگانی

 

 

 RSS 
پست الکترونیک

POWERED BY
BLOGFA.COM


DESIGN
ED BY
بهـــــــراد

بازديد :

 

 
 

 

پنجشنبه 1386/01/23

  • [در روابط مرد و زن] به این نتیجه رسیدم که : مرد نباید زن را تنها گذارد و زن نیز نباید تنهایی مرد را برهم زند. البته کشف بزرگی نیست، خیلی ها پیشتر این حقیقت ساده و مهم را ادراک کرده اند. معتقدم «مرد» شخصیتی آرام و تنها دارد، اما بیمناکم که این عقیده توجیهی باشد برای خودم. به تعبیر نیچه «مرد» مانند آب های عمیق، ظاهری آرام دارد. جنب و جوشی اگر هست در ژرفناست.
  • مدتی بود که قصد داشتم به بهانه ای پیوند دانلود کتاب "توپ مرواری" نوشته صادق هدایت بگذارم که امروز بالاخره بختش باز شد. کتابیست که ارزش خواندن دارد.
موضوع: عمومی | لینک | 1:45 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

یکشنبه 1386/01/19

دیدن آموختن، یعنی آموخته کردن چشم به آرامش، به شکیبایی، به راه دادن چیزها به درون خود. داوری را واپس افکندن، دور هر چیزی گشتن و از هر سویی بدان نگریستن. این است نخستین درس خردوری. بی درنگ تن در ندادن یه یک کشش ... هر گونه بی بهرگی از خرد، هر گونه عامیانگی، از ناتوانی در ایستادگی در برابر یک کشش بر می اید. اجبار در پاسخگویی، یعنی راه افتادن به دنبال هر انگیختار.    (غروب بت ها – نیچه)

 

پیامبر اسلام نزد مسلمانان انسانیست مقدس و هر چیزی که جنبه ی تقدس یابد به دیده ی تعصب بدان نگریسته می شود. تعصب و جهل همواره پیوندی نا گسستنی با یکدیگر دارند. چه بسا اگر شناخت جای جهل را بگیرد، تعصب به هواداری استوارتری بر پایه آگاهی و منطق مبدل گردد. در این نوشتار بطور اجمالی اشاراتی بر جنبه های مختلفی از زندگی محمد خواهم داشت.

 

داستانی که ما از پیدایش اسلام خوانده ایم معمولا از غار حرا شروع می شود. اما بد نیست از زمینه های ادعای نبوت محمد نیز آگاهی یابیم. از اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفم میلادی اعراب آشنایی بیشتری با ادیان توحیدی  بخصوص یهودیت و مسیحیت پیدا کردند. این شناخت از طریق یهودیانی که از چند قرن پیش به عربستان کوچ کرده بودند، مبلغان مسیحی و گسترش تجارت در عربستان حاصل گردید. اعراب شام عمدتا مسیحی شده بودند و مبلغانی را به میان دیگر قبایل عرب می فرستادند تا در خلال مراسم مختلف و یا در بازار با خواندن اشعار مردم را مسیحی کنند.  با این حال بیشتر قبایل عرب آیین اجدادی خود بت پرست بودند. با گسترش بیشتر ندای یکتاپرستی در میان اعراب، همزمان با محمد چند نفر دیگر ادعای نبوت کردند. یکی از آنها اسود عنسی بود که در یمن میزیست. او ادعا میکرد رسول خداست و فرشته ای از سوی خدا برایش وحی می آورد. او همچنین یک شیطان و یک جن به نام «تابع» در اختیار داشته و بر خود لقب رحمان نهاده بود. اسود عنیسی در غاری به نام خبان میزیسته و گویا با معجزاتش مردم زیادی را به سوی خود جذب کرده بود. دیگری طلیحه نام داشته و فرشته ای به نام ذوالنون برایش وحی می آورده. نیایش {نماز} طلیحه رکوع و سجود نداشته، او مدعی بود از سوی خدا بر وی وحی شده که نیازی به مالیدن صورت به خاک و هوا کردن باسن نیست ! دیگری ثمامه ابن حنیف که وی نیز مدعی نبوت از سوی خود بود و فرشته ای برایش وحی می آورد. گفته می شود که او کلام وحی را به سجع میخوانده. و مانند اینها ...

اما خود محمد از قبیله قریش بود. قریشی که کلید داره کعبه بودند و قائدتا بت پرست. در مکه، محل زندگی محمد، چهار نفر از افراد برجسته به نام های «ورقه»، «زید بن عمر»، «عبید الله» و «عثمان» نیز از کسانی بودند که بطریقی مخفی یکتا پرست شده، و به گرد آوری مطالبی در مورد یکتاپرستی حضرت ابراهیم و ارتباط ان با اجداد عرب مشغول بودند. مردم مکه نیز این چهار نفر را «حنیف» به معنای «کج رو» لقب دادند. محمد با تبلیغات آنها آشنا شد و در ادعای نبوتش از اندیشه ی آنها بسیار سود جست بطوری که بعد ها مکررا اسلام را دین حنیف نامید. {که این بار واژه حنیف بار مثبت پیدا کرده و معنای یکتاپرست گرفته} اکنون نیزمیگوییم دین حنیف اسلام. {آیه : ما کان ابراهیم یهودیا و لا نصرانیا و لکن کان حنیفا مسلما؛ ابراهیم نه یهودی و نه نصرانی بلکه مسلمانی حنیف بوده.} امروزه میگویند که محمد از نسل اسماعیل فرزند ابراهیم است در حالی یهودیان خود را از طریق اسحاق نواده ی ابراهیم میدانند و در شجره نامه ی عیسی نیز، وی با بیست و هشت واسطه به ابراهیم میرسد. و این در حالیست که داستان ابراهیم تنها در کتاب پیدایش تورات آمده و همچنین در قرآن با اختلافی فاحش !

دو موضوع همواره دست آویز قرار میگیرد، یکی بی سوادی محمد است. اکثریت غریب به اتفاق اعراب در آن زمان بی سواد بوده اند. با توجه به اینکه از سرگرمی های اعراب شعر خوانی و افسانه سرایی بوده و با عنایت به اینکه محمد مدتی تجارت می کرده، و همانطور که در بالا نیز آمد از طریق یهودیان اطراف مکه و گروه حنیف با عقاید مختلفی آشنا گردیده، پس آنچه او آورده را در قیاس با بیسوادیش نمی توان شگفتی خواند. به ویژه که با مطالعه ی قرآن {که به معنای واقعی ماهیت اسلام ناب است} در میابیم که اصولا چیز خاصی هم نیاورده. و دومین مورد زنده به گور کردن دختران. این جز فریبی برای بزرگ جلوه دادن محمد نیست. اصل ماجرا اینگونه است که رسم بوده اقوام عرب در هنگام حمله ی راهزنان و غارتگران و یا هنگام جنگ، زنان و دختران را برای حفاظت از تجاوزات در کوره های خاموش یا گودال هایی پنهان میکردند. وگرنه دختران هم نزد اعراب عزیز بوده اند (صد البته نه به اندازه ی پسران) و همچنین از میان زنان عرب چهره های  قدرتمندی در گوشه و کنار دیده میشد. مانند رئیس برخی قبائل و یا زنانی که به عناوین مذهبی مورد احترام بودند.

 

نوشته بالا را با عجله و خستگی بسیار نوشتم، اشباهات نگارشی را به نظر پاک خطاپوشتان ببخشید.

 

منابعی که استفاده کردم عمدتا دو کتب «الله اکبر» نوشته دکتر روشنگر و «پیدایش شیعه و سنی» نوشته امیر حسین خنجی بود، به همراه قرآن و سایت های مختلف و لغت نامه المنجد و ...

موضوع: عمومی | لینک | 1:10 قبل از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

پنجشنبه 1386/01/09

داشتم فکر میکردم باید همه آنانی را که آرمانی می اندیشند از صحنه روزگار پاک کرد تا جهان جایگاه واقعگرایان شود؛ خیلی زود دریافتم که این خود نهایت آرمانگراییست. زندگی خواستن است، نه داشتن.

 

از الگوهای اجتماعی، از سنت های قومی احمقانه بیزارم، از رضا و تسلیم. از دین. بند های اسارت را باید درید. در آسمان هیچ دانای پیری ننشسته.  " آن‌ جا تو را کسي به انتظار نيست. نه ارواح و نه اشباح و نه قديسان کافورينه به کف، نه عفريتان آتشين‌گاوسر به مشت، نه شيطان بهتان‌خورده با کلاه ِ بوقي‌ي منگوله‌دارش، نه ملغمه‌ي بي‌قانون ِ مطلق‌هاي ِ مُتنافي... "

---------------------------------------
پی نوشت :

"the same is true of grand politics. A new creation in particular—the new Reich, for example—needs enemies more than friends: in opposition alone does it feel itself necessary, in opposition alone does it become necessary ... Our attitude to the "internal enemy" is no different: one remains young only as long as the soul does not stretch itself and desire peace. One has renounced the great life when one renounces war ... In many cases, to be sure, "peace of soul" is merely a misunderstanding"

"شرط سیاستگری بزرگ هم همین است. هر سامانِ نو آفریده ]یِ سیاسی[، مانند یک پادشاهی، به دشمن بیشتر نیاز دارد تا دوست. در ستیز با دشمن است که او خود را ضروری می یابد. در ستیز با دشمن است که او ضروری می شود ... رفتار ما با «دشمن درونی» نیز جز این نیست: آدمی تا زمانی جوان می ماند که روان دست و پای خود را دراز نکند و آرزومند آرامش نباشد. دست برداشتن از جنگ یعنی دست برداشتن از زندگی بزرگ. «آرامش روح» چه بسا یک بدفهمی است و بس."

 

This again is nothing but their way of showing reverence: the higher may not grow out of the lower, may not have grown at all ... Moral: whatever is of the first rank must be causa sui. All the highest values are of the first rank; all the highest concepts, that which has being, the unconditional, the good, the true, the perfect—all these cannot have become and must therefore be causa sui. All these, moreover, cannot be unlike each other or in contradiction to each other ... Thus they arrive at their stupendous concept, "God." That which is last, thinnest, and emptiest is put first, as cause in itself, as ens realissimum [most real being] ... Why did mankind have to take seriously the brain afflictions of sick web-spinners?— They have paid dearly for it! ...

"این نیز جز نموداری از شیوه ی حرمت گذاری ایشان نیست : ]بر آن اند که[ بالاتر نمی باید از دل پایین تر بروید و هرگز نمی باید ]از دل چیز دیگر[ بروید. نتیجه اخلاقی : هر آنچه در مرتبه نخست است می باید خود علت خویش باشد. هر آنچه بالاترین ارزش را داشته باشد در مرتبه یِ نخست است. تمامی بالاترین مفهوم ها، وجود، مطلق، خیر، وجود حقیقی، وجود کامل. این ها که شدن را بر نمی تابند، پس می بایئ خود علت خویش باشند. این ها همچنین با یکدیگر نا همسانو با خود در تضاد نمی توانند بود.اینجاست که به مفهوم شگفت «خدا» می رسند... به ان واپسین و کم مایه ترین و تهی ترین ]مفهوم[، که آن را در مقام علتِ بالذات، در مقام «وجود حقیقی»، در رده ی نخست می نشانند و بشریت می بایست بافندگی های مغزهای این بافَک های بیمار را جدی بگیرد ! و چه تاوان گرانی که از این بابیت نپرداخته است."

نیچه، غروب بت ها

موضوع: | لینک | 3:30 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

یکشنبه 1386/01/05

انسان؛ با چوبی بلند در دست که سر آن تکه سنگی با لبه برنده نصب کرده. روزها با پای برهنه و بدن عریان، طبیعت را به جستجوی شکار درمی نوردد. شگفت انگیزترین و تواناترین موجودیست که در زمین می توان یافت. او در نوک پیکان اکتشاف و ارزشگزاریست. اوست که اولین تصمیم را می گیرد و اولین تجربه را کسب می کند. او خود خلاقیت است، هنگامی که برای اولین بار به جای سر فرو بردن در رود، آب را با برگ پهن درخت تا دهانش بالا آورد.

انسان؛ با موهای آراسته، پوششی رویایی  و رایحه ای مست کننده. چنان که حتی خود در برابر لباسش حقیر می نماید. او احتمالا هرگز تجربه ی منحصر به فردی نخواهد داشت. حتی هرگز تمام تجریاتی که دیگران تا کنون داشته اند را نمی تواند کسب کند. حتی نمی تواند در مورد همه آنها اطلاعات داشته باشد. بیست سال طول میکشد تا در یک جریان، یک گرایش، یک شاخه از میلیون ها شاخه ی دانش بشری اطلاعات کافی کسب کند و احتمالا بیست سال دیگر برای نزدیک شدن به نوک پیکان تجربیات در آن موضوع، فقط نزدیک شدن؛ او هر روز صبح لباس می پوشد، سوار اتومبیل می شود و چند کیلومتر آنسوتر پشت میزی می نشیند و یک سری آمار و ارقام را محاسبه می کند تا شب چیزی برای خوردن داشته باشد. کامپیوتری که روی میزش قرار دارد هزاران برابر او اطلاعات دارد. او در برابر کامپیوترش، اتومبیلش، خانه اش، ماروفراش، کتابخانه اش و خیلی چیز های دیگر حقیر است. چون به خوبی هیچ کدام نیست.

کی اهمیت میده ؟ هیچ کدام از این ها هم به خوبی انسان نیستند. انسان بر آنها مسلط است و آنها را در خدمت گرفته. انسان پیروزمندانه روی مبل لم میدهد و چای هورت میکشد.

 

 

موضوع: فلسفه | لینک | 2:11 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

شنبه 1386/01/04

  1. امسال سال خوکه که سال خوکه ! مثلا چه غلطی میخوای بکنی ؟!
  2. رهبر فرزانه انقلاب  امسال را سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامگذاری فرمودند تا هم از توبره خورده باشند و هم از آخور.
  3. به خدا آمریکا روادید نداد. یعنی داد ولی دیر داد. خیلی هم دیر ندادا ولی زود هم نداد. اصلا تو بدی !
  • خبر فوری : احمدی نژاد در مصاحبه با خبرنگار فرانسوی : در ایران بالاترین سطح دموکراسی وجود دارد.
موضوع: عمومی | لینک | 11:34 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

شنبه 1386/01/04

 "... Our form of does not imitate the laws of neighboring states. On the contrary, we are rather a model to others. Our form of government is called a democracy because its administration is in the hands, not of a few, but of the whole people. In the settling of private disputes, everyone is equal before the law. Election to public office is made on the basis of ability, not on the basis of membership to a particular class. No man is kept out of public office by the obscurity of his social standing because of his poverty, as long as he wishes to be of service to the state. And not only in our public life are we free and open, but a sense of freedom regulates our day-to-day life with each other ..."

” منشاء قانون اساسی که ما داريم قوانين بيگانه نيستند و بيشتر ما برای ديگران نمونه هستيم تا ديگران برای ما. قانون اساسی ما نشان دهنده خواسته اکثريت است و به همين علت نيز اين قانون قدرت اکثريت را نمايان می کند. حق تمام شهروندان در مقابل قانون يکسان است و  مقام های بلند پايه در اين دولت به يک گروه خاص تعلق ندارند بلکه در اختیار افرادی است که استعداد ها و نبوغ خود را ثابت کرده باشند. همچنين فقر و تنگدستی نیز نبايد سدی برای رسيدن به مقام های دولتی باشد  و روابط انسان ها در اين دولت بر پايه احترام متقابل به وجود می آيد …."

نوشته بالا بخشی از سخنرانی Perikles  فرمانده نظامی، سیاستمدار و بنیانگذار دموکراسی در آتن است و نوشته زیر بخشی از سخنرانی آیت الله مصباح یزدی  که حدود ۲۴۳۸ سال بعد از سخنرانی فوق ایراد کرده اند :

" ... نمی شود در این تردید کرد که آیا در این زمان حکومتی لازم است یا نه. و طبعا وقتی اسلام می آید و در همه چیز دخالت میکند معنایش این است که حکومت اسلامی باید باشد. تمام مقرراتی که در کشور اسلامی ایران اجرا می شود همه اعتبارش به امر ولی فقیه و امضای اوست. اینکه امام قانون اساسی را تصویب کرد یعنی من دستور می دهم اینگونه عمل کنید، و اعتبار پیدا میکند چون او امضا کرده است. اگر امضا نکرده بود هیچ اثری نداشت. حتی اگر همه مردم هم رای می دادند هیچ اعتبار قانونی و شرعی نداشت. ولی فقه یعنی جانشین امام معصوم. او گاهی مصلحت می بیند بگوید شما رای بدهید. مصلحت دیده که در این شرایط مردم رای بدهند. اما حقیقت این است که آنها دارند پیشنهاد می کنند و میگویند ما این فرد را می خواهیم اما الامر الیکم شما باید نصب کنید، نخواستی نصب نکن ... "

 

---------------

اصول اساسی دموکراسی در دوران باستان :

  • قدرت مردم
  • تساوی
  • آزادی

ما کدامش را داریم ؟

موضوع: | لینک | 1:7 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

جمعه 1386/01/03

اخیرا (۱۲ روز پیش) فیلمی با عنوان ۳۰۰ به کارگردانی Zack Snyder از کمپانی Warner Bros اکران شد که ۶۵ میلیون دلار برای ساختش هزینه شده و در همین ۱۲ روز حدود ۱۳۶ میلیون دلار فروش رفته. موضوع فیلم روایت تاریخی یکی از نبرد های خشایار شاه (Xerxes) در حمله به یونان است که با لئونیداس (Leonidas) حاکم اسپارت  و ۳۰۰ نفر روبرو می شود و ادامه ماجرا. در این فیلم اتفاقات جالبی افتاده.

در تصویر کناریکه بخشی از فیلم ۳۰۰ است چهره خشایارشاه را که پشت سر لئونیداس ایستاده می بینید.

و در تصویر زیر نگاره خشایارشاه در تخت جمشید:

 +

همچنین سربازان ایرانی در فیلم بیشتر شبیه هیولا هستند :

 

 

 

 

 

 

 

و خلاصه اینکه در فیلم ایرانیان قومی بربر، وحشی و بدوی نمایش داده می شوند.

اصل ماجرا (از دانشنامه ویکی پدیا)

خَشایارشا از پادشاهان هخامنشی است. پدرش داریوش بزرگ و مادرش آتوسا دختر کوروش بزرگ بود. نام خشایارشا از دو جزء خشای (شاه) و آرشا (مرد) تشکیل شده و به معنی «شاه مردان» است.
خشایارشا در سن سی و شش سالگی به سلطنت رسید و در آغاز سلطنت شورشی را که در مصر برپا شده بود فرونشاند و بعد به بابل رفت و شورشهای آنجا را نیز سرکوب کرد. در این جنگ قسمت اعظم بابل ویران گشت. خشایارشا در صدد استفاده از اختلافات داخلی یونانیان نبود و نمی‌خواست به این کشور حمله کند. اما اطرافیان وی از جمله مردونیه داماد داریوش شکست ماراتن را مایه سرشکستگی ایران میدانست و خشایارشا را به انتقام فرامیخواند. یونانیان مقیم دربار ایران نیز که از حکومت این کشور ناراضی بودند از خشایارشا درخواست می‌کردند که به یونان یورش برد. در آنزمان در یونان حکومت‌های مستقلی با عنوان دولت شهر بر هریک از بلاد این کشور حکمرانی می‌کرد. سرانجام خشایارشا به قصد حمله به یونان به کاپادوکیه واقع در آسیای صغیر رفت و این شهر را مرکز ستاد فرماندهی خود قرار داد. وی سه سال تمام به تجهیز سپاه مشغول شد و در نهایت سپاه بزرگی که بنا به گفته هرودوت در آن، 46 گونه نژاد و قوم مختلف حضور داشتند بسیج کرد و در بهار 480 قبل از میلاد به سوی یونان حرکت کرد. عربها، هندی ها، پارسها، مادها، سکاها، فنیقیها، مصری‌ها و حتی ساکنان جزایر خلیج فارس نیز در این لشکرکشی حضور داشتند. البته لازم بذکر است که مورخان یونانی در مورد تعداد افراد قشون ایران در این لشکرکشی راه مبالغه نموده‌اند و گاه تا پنج میلیون نفر نیز ذکر کرده‌اند اما بنا به نوشته سایر مورخان تعداد افراد سپاه خشایارشا پانصدهزار نفر بوده که البته همه آنها سرباز نبوده و بسیاری آشپز و ملوان و ... در این ارتش خدمت مینمودند.
به ابتکار خشایارشا پلی از قایق بر روی بغاز داردانل ساختند که نیروی زمینی ایران توانست از روی آن عبور کرده و وارد خاک یونان شود. در ابتدا خشایارشاه با پادشاه کارتاژ(Carthage)صلح کرد تا وی یونانیان را همراهی نکند. علاوه بر این، تعداد زیادی از یونانیان به ارتش خشایارشاه پیوستند از جمله مردم منطقه تسالی(Thessaly) اما در همین هنگام طوفانی سهمگین وزید و به کشتی‌های ایران خسارت وارد کرد. سرانجام در دریای آرتمزیوم(Artemisium) بین کشتی‌های دو سپاه جنگ درگرفت و یونان شکست خوردند. نبرد دیگر در تنگه ترموپیل(Thermopylae) در گرفت که به علت تنگی جا نیروی ایران با مقاومت آتنی‌ها و اسپارتی‌ها که برای نخستین بار باهم متحد شده بودند مواجه شد. سرانجام یک یونانی به ایرانیان که در آستانه شکست بودند راهی را معرفی کرد که به پشت تنگه می‌رفت. یونانیان با آگاهی از این خیانت گریختند و فقط لئونیداس(Leonidas)(حاکم اسپارت) بهمراه سیصد اسپارتی که به اجبار مانده بودند همگی کشته شدند. سپاه ایران بعد از این جنگ آتن را به تصرف درآورد و کاخ آکروپولیس در زمان جنگ نابود شد ولی معبد آکروپولیس و خانه های شهر به دستور خشایارشاه به سربازانش سالم ماند.

اسپارتی‌ها بنا بر قوانین لیکورگ فرار کردن از میدان جنگ را ننگ بزرگی میدانستند و مجازات آن اعدام بود، حتی وقتی جوانان این سرزمین به نبرد می‌‌رفتند مادرانشان به آنها میگفتند:«پسرم! بر سپر یا با سپر» یعنی یا کشته شو تا جسدت را بر روی سپرها بیاورند و یا پیروز شو و با سپر برگرد. لذا در فرار یونانی‌ها از تنگه ترموپیل اسپارتی‌ها برجای ماندند و پس از کشته شدنشان یونانی‌ها بر مزار این سیصد تن نوشتند: ای رهگذر به اسپارت بگو ما در اینجا خوابیده ایم تا به قوانین کشور خود وفادار باشیم.»
خشایار شاه صفاتی عالی داشته بطوریکه یونانیان بزرگ منشی او را ستوده اند. مشهور است که اسکندر وقتی که تخت جمشید را به آتش کشید، مجسمه خشایارشا به روی زمین افتاد و اسکندر گفت: آیا باید بخاطر روح عالی و صفات نیکویت تو را از روی زمین بردارم یا بگذارم که روی زمین بمانی تا بخاطر تاخت و تازت به یونان مجازات شوی؟

وب سایت 300themovie.info یکی از پایگاه های اعتراض به این فیلم است.

موضوع: | لینک | 0:2 قبل از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

پنجشنبه 1386/01/02

نظام حکومتی ایران را باید به عنوان هشتمین عجایب جهان شناخت. هیچ مادر مرده ای نتوانسته و قطعا نخواهد توانست سر از این نظام بی سر وته در آورد. چنین آشفته بازاری که از فقر و فساد و دروغ و دزدی و نامردی و حماقت اشباع شده قاعدتا باید متلاشی شود و فرو ریزد (یک دیار هرگز به ظلم و جور نماند برپا و استوار). اما بر خلاف انتظارحکومت سال به سال قویتر و استوارتر می شود. حکومت ایران اجتماع نقیضین زیاد دارد. جمهوری و دمکراسی در کنار ولایت فقیه با صلح و صفا همزیستی دارند. در حالیکه حکومت ها یا مشروطه اند یا مطلقه ما هم پارلمان داریم هم ولایت مطلقه فقیه. در این مملکت انتخابات مثل نقل و نبات برگزار میگردد و در رسانه ها هم تاکید می شود که تعدد انتخابات شاخص دموکراسی در کشور است اما از پس این همه انتخابات هیچ تغییر و تحولی مطابق خواست مردم صورت نمی پذیرد. چندی پیش آقای مصباح یزدی به جای آب پاکی، (دور از جان شما) آفتابه نجاست به هیکل همه گرفتند و آن اسرار عشق و مستی که قرار بود با مدعی نگویند، گفتند (حتما بخوانید). ایشان فرمودند که ولی فقیه هرچه اراده فرمایند همان است و ما بقی پشم.

به هر حال، ما خون خودمان را کثیف نمیکنیم. وقت کردید قانون اساسی کشور را هم بخوانید. ضرر ندارد.

موضوع: | لینک | 10:55 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

پیشتر نوشته ام

میر حسین
ببین احاطه کرده است عدد ذهن خلق را
این باسه ما دل نمی شه
آرام نگیریم
آمار
زبان حال
آی آدم ها
سال انسجام هم گذشت ...
مرشد و پیر
نو شد، نو شو
محـــــرمانه
آیا معتقد به وجود روح هستید ؟
چارلی چاپلین
ارزش ها
ما لعبتگانیم - 1
یاد ایامی ...
متافیزیک، جهل، خدا
مدونا
زندگی
جهان سوم
آگهی خرید
محتوا، معنا
مرتضی محیط
یک سوزن به خود
من خود به چشم خویشتن
می دانم، می دانم، می دانم
شرح ماوقع
یادداشتی برای خودم
دلم عجیب گرفته
کتاب: وقتی نیچه گریست

 

بایگانی ماهیانه

خرداد 1388
مهر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
 

آرشیو موضوعی

فرهنگ و اجتماع
فلسفه
عمومی
خواندنی
تاریخ و اسطوره
اندیشه
روزنوشت
قالب وبلاگ
خبر
طنازی
کتاب
شخصی