تبليغاتX
محــــــــــرمانه

     


دشمن ِتـان را بیــابیــد و جنــگِ تان را بــرپــا کنیــد. جنگـــی در  راه اندیشه هایتان : و اگر اندیشه هایتان از پای در آمد، باز راستکرداری شما می باید غریو شادی بردارد. انسان چیزیست که بر او چیره می باید شد.
 

 


می خوانم

آرمان و اندیشه
تحقیقات فلسفی
بازیافت نوشته های فلسفی
فلسفه ذهن
فلسفه علم
 

وبگردی

نامه سر گشاده به يك مقام آگاه
پیوند : بی بی مهتاب


آیت الله خزعلی با بیان این جمله برای مادرشان التماس دعا کرد: «اميدواريم روزي غدير جاي نوروز را بگيرد و عيد بزرگ ما شود.»
پیوند : روزنامه شرق


خالی‌بند - بچه که بودیم هر وقت یکی از بروبچه‌ها خالی می‌بست، واسه این که حالش رو بگیریم می‌گفتیم خالی‌بندی مالیات نداره.
پیوند : شما بگید


خداباوری و دعا. یک مطالعه ی موردی، هر چند رقت انگیز، درباره ی معجزه، آزمایش بزرگ دعاست: آیا دعا به بهبود بیماران کمک می کند؟
پیوند : آرمان و اندیشه


پلورالیسم از منظر آیزیا برلین. من به اين نتيجه رسيده ام، همان طور كه تكثر فرهنگ ها و مزاج ها وجود دارد تكثر آرا و عقايد نيز وجود دارد.
پیوند : آرمان و اندیشه


فلسفه چیست ؟ در پاسخ به این سئوال ، هر آشنای فلسفه لحظه درنگ خواهد کرد. عموما چنین سئوالات بنظر بی خطری آنچنان هم که تصور می کنیم معصومانه نیستند...
پیوند : تحقیقات فلسفی


درون آینه - توده ها وقتی به خانه جدید می روند با خود کتاب مقدس و آینه همراه می برند. اگر شیطان و جنی در آن خانه باشد ، با دیدن نام خدا ترسیده و از طریق آینه فرار می کند.
پیوند : مجله‏ی شعر در هنر نويسش


عدالت، عدالت‌ اجتماعی و عملکرد اقتصاد | مفهوم عدالت از دیرباز مورد توجه اندیشمندان بوده و یکی از مفاهیم محوری هرگونه اندیشه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را تشکیل می‌دهد.
پیوند : رستاک


واژه اليتيسم يا نخبه‌گرايي در دانشنامه سياسی چنين تعريف شده است: باور به اين‌كه در هر جامعه يا گروه‌اجتماعي, اقتصادي, سياسي, فرهنگي و جز آن, كس‌ يا كساني به سبب توانمندي‌هاي شخصي‌شان برتر از ديگران‌اند و حق آنهاست كه از امتيازهاي پيشوايي ...
پیوند : گشوده


اهريمن ، و اسطوره‌ی ِ آخر زمان. از منظری که من می‌نگرم ، " آخر‌الزّمان " - آن‌گونه که در اساطير ِ زرتشتی و مسيحی از آن سخن رفته است - ، با ظهور ِ اسلام آغاز می‌شود!
پیوند : فردای ِ روشن


بایگانی

 

 

 RSS 
پست الکترونیک

POWERED BY
BLOGFA.COM


DESIGN
ED BY
بهـــــــراد

بازديد :

 

 
 

 

دوشنبه 1386/02/24

قصد دارم کمی هم از خودم بنویسم تا «محرمانه» علاوه بر یادداشت های شخصی، قدری هم میزبان احساسات و درد دل هایم باشد. یک بار در «سایت گفتمان» بخش قابل توجه ای از یادداشت ها و تحقیقاتم به یکباره به همراه بسیاری از مطالب ارزشمند دیگر از دست رفت. این کسالت اخیر بلاگفا یاد آور همان احساس نا امنی بود، که به خیر گذشت. یک هفته مرخصی گرفته ام  و این فرصت خوبیست برای خود سازی و بازگشت به شرایط آرمانی. رهایی از فشارهای کوچک و بزرگ و بخصوص داشتن فرصتی برای خلوت و مطالعه، ضربان فکری ام  را منظم می کند  و آرامش آغوشش را برایم می گشاید. و اما :

در اساطیر یونان، هنگام آفرینش موجودات زمینی، به هر جانور توانایی و قدرت انجام کاری داده شد. این کار به عهده ی پرمتئوس (Prometheus) و برادرش اپیمتئوس (Epimteus) بود. بر اثر سهل انگاری اپیمتئوس، انسان ناتوان و برهنه باقی ماند. اما پرمتئوس که به انسان عشق می ورزید برای جبران این کوتاهی دور از چشم زئوس آتش را ربود و به انسان بخشید. این آتش همان خرد و فرزانگیست. زئوس بسیار خشمگین شد و ضمن دستور دستگیری پرمتئوس جعبه ی جواهری را فراهم کرده و به همه خدایان دستور میدهد هر یک بدی و شری را در جعبه قرار دهند. سپس جعبه را به عنوان هدیه نزد پرمتئوس و اپیمتئوس فرستاده تا با این حیله انتقام گیرد. اما پرمتئوس دانا آن را نمی پذیرد و ضمن سپردن جعبه به برادرش به او گوشزد میکند که هرگز جعبه را نگشاید و از خدایان هدیه ای قبول نکند، و خود می گریزد. زئوس به شدت خشمگین شده و اینبار حیله ای نو بکار می بندد. به پسرش هنایستوس دستور میدهد خاک و آب را در آمیزد و زیباترین زن جهان را بیافریند و به این ترتیب نخستین زن آفریده می شود. سپس زئوس از همه ی خدایان می خواهد هریک هدیه ای نیکو به آفریده ی نو بخشند، و اینگونه او «پاندورا» به معنی «همه ی هدایا» نام می گیرد. پاندورا پا به زمین گذاشته و اپیمتئوس در حالی که او را در حال آب تنی در چشمه ای می یابد به وی دل می بازد. بدین ترتیب علارقم نصیحت برادر در مورد نپذیرفتن هدیه از سوی خدایان، پاندورا را به همسری انتخاب می کند. از طرفی زئوس پرمتئوس را می یابد و بر سر قله قاف (در قفقاز) به زنجیر می کشید. هر روز عقابی آمده و جگر وی را می درد اما چون او نامیراست، همان شب جگر از نو می روید. اپیمتئوس خبر اسارت برادر را می شنود و بسیار غمگین می گردد. پاندورا تصور میکند علت غمگینی اپیمتئوس کم شدن زیبایی اوست و تصمیم می گیرد از جعبه جواهری که به وی گفته شده هرگز نگشاید، برای خود زینتی برگزیند و خویش را بیاراید. به این ترتیب پاندورا جعبه را باز می کند تمام بدی ها و اشرار وارد جهان شده و گریبان بشر را می گیرد. اپیمتئوس در جعبه می بندد اما تنها یک چیز درون آن باقی مانده، و آن امید نام گرفت. می گویند با همین امید است که انسان بر تمامی مشکلات مبارزه میکند و اگر امید هم نبود دیگر هیچ چیز موجب تسلای انسان در برابر مشکلات و بدی ها نمی شد. اما نیچه در این مورد می گوید :

وقتی که جعبه پاندورا باز شد و بلایایی که زئوس در آن گنجانده بود، به جهان آدمیان فرار کردند، یکی که از همه ناشناخته‌تر بود، در جعبه باقی ماند: این آخرین بلا، امید بود. از آن پس انسان این جعبه و امید درونش را به اشتباه، صندوقچه نیک اقبالی می‌داند. ولی ما از یاد برده‌ایم که زئوس آرزو کرده بود آدمی همچنان به آزار خویشتن ادامه دهد. امید بدترین بلاست، زیرا عذاب را طولانی می‌کند.
بشری، بسیار بشری

نقل افسانه ی سامی آدم و حوا نیز بی مناسبت نیست :

و مار از همه‌ حيوانات‌ كه‌  خداوند خدا ساخته‌ بود، هُشيارتر بود. و به‌ زن‌ گفت‌: «آيا خدا حقيقتاً گفته‌ است‌ كه‌ از همه‌ درختان‌ باغ‌ نخوريد؟»  زن‌ به‌ مار گفت‌: «از ميوه‌ درختان‌ باغ‌ مي‌خوريم‌،  لكن‌ از ميوه‌ درختي‌ كه ‌در وسط باغ‌ است‌، خدا گفت‌ از آن‌ مخوريد و آن‌ را لمس‌ مكنيد، مبادا بميريد.»  مار به‌ زن‌ گفت‌: «هر آينه‌ نخواهيد مرد،  بلكه‌ خدا مي‌داند در روزي‌ كه‌ از آن‌ بخوريد، چشمان‌ شما باز شود و مانند خدا عارف‌ نيك‌ و بد خواهيد بود.»  و چون‌ زن‌ ديد كه‌ آن‌ درخت‌ براي‌ خوراك‌ نيكوست‌ و بنظر خوشنما و درختي‌ دلپذير و دانش‌افزا، پس‌ از ميوه‌اش‌ گرفته‌، بخورد و به‌ شوهر خود نيز داد و او خورد.  آنگاه‌ چشمان‌ هر دوِ ايشان‌ باز شد و فهميدند كه‌ عريانند. پس‌ برگهاي‌ انجير به‌ هم‌ دوخته‌، سترها براي‌ خويشتن‌ ساختند. و آواز  خداوند  خدا را شنيدند كه‌ در هنگام‌ وزيدن‌ نسيم‌ نهار در باغ‌ مي‌خراميد، و آدم‌ و زنش‌ خويشتن‌ را از حضور  خداوند  خدا در ميان‌ درختان‌ باغ‌ پنهان‌ كردند.  و  خداوند  خدا آدم‌ را ندا در داد و گفت‌: «كجا هستي‌؟»  گفت‌: «چون‌ آوازت‌ را در باغ‌ شنيدم‌، ترسان‌ گشتم‌، زيرا كه‌ عريانم‌. پس‌ خود را پنهان‌ كردم‌.»  گفت‌: «كه‌ تو را آگاهانيد كه‌ عرياني‌؟ آيا از آن‌ درختي‌ كه‌ تو را قدغن‌ كردم‌ كه‌ از آن‌ نخوري‌، خوردي‌؟»  آدم‌ گفت‌: «اين‌ زني‌ كه‌ قرين‌ من‌ ساختي‌، وي‌ از ميوه‌ درخت‌ به‌ من‌ داد كه‌ خوردم‌.»  پس‌  خداوند خدا به‌ زن‌ گفت‌: «اين‌ چه‌ كار است‌ كه‌ كردي‌؟» زن‌ گفت‌: «مار مرا اغوا نمود كه‌ خوردم‌.» پس‌  خداوند  خدا به‌ مار گفت‌: «چونكه‌ اين‌ كار كردي‌، از جميع‌ بهايم‌ و از همه‌ حيوانات‌ صحرا ملعون‌تر هستي‌! بر شكمت‌ راه‌ خواهي‌ رفت‌ و تمام‌ ايام‌ عمرت‌ خاك‌ خواهي‌ خورد.  و عداوت‌ در ميان‌ تو و زن‌، و در ميان‌ ذُرّيَت‌ تو وذريت‌ وي‌ مي‌گذارم‌؛ او سر تو را خواهد كوبيد و تو پاشنه‌ وي‌ را خواهي‌ كوبيد.»  و به‌ زن‌ گفت‌: «اَلَم‌ و حمل‌ تو را بسيار افزون‌ گردانم‌؛ با الم‌ فرزندان‌ خواهي‌ زاييد و اشتياق‌ تو به‌ شوهرت‌ خواهـد بود و او بر تو حكمراني‌ خواهد كرد.» و به‌ آدم‌ گفت‌: «چونكه‌ سخن‌ زوجه‌ات‌ را شنيـدي‌ و از آن‌ درخت‌ خـوردي‌ كه‌ امـر فرمـوده‌، گفتم‌ از آن‌ نخـوري‌، پـس‌ بسبب‌ تـو زميـن‌ ملعون‌ شـد، و تمام‌ ايام‌ عمـرت‌ از آن‌ با رنـج‌ خواهي‌ خورد.  خار و خس‌ نيز برايت‌ خواهد رويانيد و سبزه‌هاي‌ صحرا را خواهي‌ خورد،  و به‌ عرق‌ پيشاني‌ات‌ نان‌ خواهي‌ خورد تا حيني‌ كه‌ به‌ خاك‌ راجع‌ گردي‌، كه‌ از آن‌ گرفته‌ شدي‌ زيرا كه‌ تو خاك‌ هستي‌ و به‌ خاك‌ خواهي‌ برگشت‌.» و آدم‌ زن‌ خود را حوا نام‌ نهاد، زيرا كه‌ او مادر جميع‌ زندگان‌ است‌.  و  خداوند  خدا رختها براي‌ آدم‌ و زنش‌ از پوست‌ بساخت‌ و ايشان‌ را پوشانيد.  و  خداوند  خدا گفت‌: «همانا انسان‌ مثل‌ يكي‌ از ما شده‌ است‌، كه‌ عارف‌ نيك‌ و بد گرديده‌. اينك‌ مبادا دست‌ خود را دراز كند و از درخت‌ حيات‌ نيز گرفته‌ بخورَد، و تا به‌ ابد زنده‌ ماند.»  پس‌  خداوند  خدا، او را از باغ‌ عدن‌ بيرون‌ كرد تا كار زميني‌ را كه‌ از آن‌ گرفته‌ شده‌ بود، بكند.  پس‌ آدم‌ را بيرون‌ كرد و به‌ طرف‌ شرقي‌ باغ‌ عدن‌، كروبيان‌ را مسكن‌ داد و شمشير آتشباري‌ را كه‌ به‌ هر سو گردش‌ مي‌كرد تا طريق‌ درخت‌ حيات‌ را محافظت‌ كند.
کتاب مقدس-عهد عتيق-سفر پيدايش-باب سوم-سقوط انسان

شباهت ها را به سادگی می توان دریافت. خرد و آگاهی منع شده از انسان. عاملی که آن را به انسان می بخشد و خود مجازات می شود. خشمی که خدا بر انسان می گیرد و موجب عذاب همیشگی او می گردد، و نقش زن در این ماجرا.

موضوع: تاریخ و اسطوره | لینک | 4:35 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

دوشنبه 1386/02/17

ابراهیم، پیامبریست که نزد سه دین بزرگ یهودیت، مسیحیت و اسلام دارای بزرگی و احترام خاصی می باشد. اینگونه ادعا می شود که عیسی مسیح، محمدابن عبدالله و بسیاری از پیامبران دیگر از نسل او هستند و خود ابراهیم نیز بر اساس تورات از نسل نوح است. در مورد تاریخ زایش ابراهیم اختلاف نظر بسیاراست اما احتمال میرود این تاریخ حدود 2000 سال پیش از میلاد مسیح باشد. به شهادت تورات ابراهیم در شهر «اور کلدانیان» به دنیا آمده. این شهر باستانی در «میان رودان» (بین النهرین) در عراق امروزی واقع شده. واژه «اور» در عبری به معنای شهر است، همانطور که اورشلیم به معنای «شهر خدای صلح» وجود دارد. پدر ابراهیم «تارح» نام داشته و گویا بت پرست یا بنا به حکایتی بت ساز بوده. در تورات (یوشع 24 : 2) اشاره ای بسیار مختصر به این موضوع شده است. ابراهیم با خواهر ناتنی خود، سارای، ازدواج می کند. ابراهیم و سارای از پدر یکی بوده اند. ابراهیم ابتدا همراه پدر و همسرش از «اور کلدانیان» به «حران» کوچ می کند. بعد از آن ظاهرا بنا به دعوت خدا راهی کنعان شده، اما آنجا را نیز به علت قحطی به مقصد مصر ترک می کند. در مصر ابراهیم به سارای میگوید : تو زن زیبایی هستی و اگر بفهمند که من همسر تو هستم مرا خواهند کشت. اما اگر بگوییم که برادرت هستم بخاطر تو با من مهربانی خواهند کرد. فرعون پس از با خبر شدن از زیبایی سارای با هدایای فراوانی از جمله گاو و گوسفند و شتر و غلامان و کنیزانی که به ابراهیم می بخشد، همسر او را به قصر خود می برد اما دچار عذاب الهی شده و سارای را تحویل ابراهیم میدهد.  (پیدایش 12 : 2) سارای نازا بود، پس کنیز مصری خود به نام «هاجر» را به ابراهیم داده تا از همبستری با او فرزندی به دنیا آورد. هاجر برای ابراهیم پسری آورد که او را اسماعیل نام نهادند. ابراهیم بار دیگر در شهر «جرار» سارا را خواهر خود معرفی می کند و پادشاه آنجا به نام «ابیملک» سارا را به قصر خود می برد. ابیمرک نیز هنگامی که فهمید سارا زنی شوهردار است او را به ابراهیم برگرداند و اینبار هم گوسفند و شتر و غلامان و کنیزانی را به همراه هزار مثقال نقره  به وی بخشید. (پیدایش20) (عجب کسب و کاری داشته خوش غیرت !) سارا بالاخره در سنین پیری صاحب فرزندی به نام اسحاق می گردد و بعد از آن هاجر و اسماعیل از خانه ی ابراهیم رانده میشوند. سپس خدا ابراهیم را مورد آزمایش قرار میدهد و از او می خواهد فرزندش اسحاق را برایش قربانی کند. ابراهیم می پذیرد اما پیش از بریدن گلوی فرزندش، خدا وی را از این کار منع می کند. پس از مرگ ساره، ابراهیم زنی به نام «قطوره» میگیرد و از وی صاحب چند فرزند می شود. سرانجام ابراهیم در کمال پیری از دنیا میرود و در کنار ساره در غاری به نام «مکفیله» دفن می گردد.

آنچه در بالا خواندیم سرگذشت مختصر ابراهیم از زبان تورات بود. این اطلاعات قدیمی ترین و معتبرترین چیزیست که ما از ابراهیم می دانیم. گرچه همین نیز با افسانه ها و دروغ های فراوان آمیخته اما در کل با توجه به قدمت تورات، منبع اصلی ما در مورد ابراهیم به شمار می رود.  اما در قرآن داستان این پیامبر در لابلای آیات مختلف آمده و مانند تورات تمرکز خاصی ندارد.  بر خلاف تورات، پدر ابراهیم در قرآن فردی به نام «آزر» معرفی می گردد که وی نیز بت پرست بوده. مفسرین قرآن معتقدند او پدر غیر واقعی ابراهیم بوده و ابراهیم از نسل یگانه پرستان است و نه بت پرستان. به این ترتیب نسل محمد را نیز که ادعا میشود از اسماعیل است از بت پرستی و شرک پاک میکنند. این تلاش به این خاطر است که مشرکین در قرآن همواره نجس خوانده می شوند و رگ و ریشه ی نجس در خواندان نبوت می تواند قدری سنگین باشد. در صورتی که هم در تورات و هم در قرآن پدر ابراهیم بت پرست معرفی شده. در قرآن از مبارزات بت شکنانه ی ابراهیم پیش از ترک «اورکلدانیان» سخن به میان آمده که در تورات خبری از آن نیست. ماجرای بت شکنی ابراهیم و به آتش انداختن وی که در قرآن آمده قطعا اگر صحت داشت می باید در تورات نیز اشاره ای به آن می شد. محققین معتقدند چون اطلاعات محمد از ابراهیم بیشتر به واسطه ی دوستان و آشنایان یهودی هم عصر خود بوده به احتمال زیاد با چنین اشتباهتی همراه گشته و همین امر باعث اختلاف قرآن و تورات است. واژه ی «اور» (UR) در عربی ظاهرا معنای «آتش» دارد و همانطور که پیشتر گفته شد این واژه در عبری و بابلی به معنای «شهر» است. اینگونه تصور میشود که یهودیان هم عصر محمد با خواندن این جمله از تورات که : «من خدایی هستم که تو را از اور بیرون آوردم» این تفسیر را داشته اند که خدا ابراهیم را از آتش رهانیده. این اشتباه کوچک سینه به سینه گذشته و به گوش محمد رسیده و در نتیجه در قرآن نیز به این شکل آمده است. نکته دیگر اینکه، ابراهیم با توجه به آنچه در تورات آمده، دو بار از ترس جان خود از ناموسش می گذرد و بیان این داستان حماسی و قهرمانگونه از ابراهیم در قرآن با توجه به سابقه ی او در تورات، دور از ذهن به نظر میرسد. ضمن اینکه به اعتقاد من، داستان سرد شدن آتش بر ابراهیم می تواند پیوندی با افسانه ی سیاوش ایرانی داشته داشد. سیاوش، پهلوان دلیر و دادگر ایرانی، هنگامی که از سوی همسر پدرش مورد تهمت قرار می گیرد از آتشی بزرگ پیروزمندانه عبور می کند تا پاکی خویش را به اثبات رساند. هیچ بعید نیست که سرگذشت این بزرگ مرد ایرانی با برداشت نادرستی که از تورات شده آمیخته و داستان عبور ابراهیم از آتش را حاصل شده باشد. اما از این که بگذریم ماجرای بنای کعبه در قرآن به دست ابراهیم از دیگر موارد بحث انگیز است. در تورات به این ماجرا نیز هیچ اشاره ای نشده در صورتی که بنای چند «قربان گاه» به دست ابراهیم در تورات آمده است و همین موضوع ادعای قرآن را در این مورد سست می کند. بر اساس نوشته های قرآن، ابراهیم برای هاجر و اسماعیل خانه ای در سرزمینی بی آب و علف می ساز و آندو را آنجا تنها می گذارد. تصور اینکه ابراهیم برای این کار به جنوب عربستان رفته تا وسط بر و بیابان برای کنیز و فرزندی که از وی دارد خانه ساخته باشد قدری دور از ذهن به نظر می رسد. در جای دیگر از قرآن  بیان می شود که ابراهیم پس از ساختن کعبه مردم را به حج دعوت می کرده و خود و اسماعیل در این مراسم شرکت می کردند. با توجه به این مطلب به اعتقاد من از ماجرای ابراهیم در قرآن کاملا برای پیشبرد اهدافی خاص سوء استفاده شده است. سومین ماجرا که ماجرای ذبح فرزند است گواه این مدعاست. در حالی که در تورات خداوند از ابراهیم می خواهد اسحاق را قربانی کند در قرآن آن فرزند اسماعیل است نه اسحاق ! مفسرین قرآن و اسلام شناسان برای توجیه این اختلاف ضمن ادعای تحریف تورات، دیگران را به غرض ورزی در این موارد متهم می کنند که به راستی جا دارد اول یک سوزن به خود بزنند !

به هر حال، این هم از موضوعی که این چند روز من را به خود مشغول کرده بود.

موضوع: عمومی | لینک | 11:13 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

دوشنبه 1386/02/10

من یک پرشینم، از تبار پاک آریایی. منم زرتشت : پندارم نیک، کردارم نیک، گفتارم نیک. منم کوروش : مقتدر و دادگرم. منم داریوش : خواهان راستی و روی گردان از دروغم. منم سیاوش : دلیر و پاکنهادم. منم کیخسرو : دلبسته ی حقیقتم و سرباز عدالت. منم کاوه : ظالم کشم و بیداد سوز. من آرش : برای خاکم دهم جان. منم رستم فرخزاد : زخمی از قادسی بر پهلو دارم. منم حکیم طوس: چو ایران نباشد تن من مباد. منم خیام : خرد را روشنی راه دانم. کتاب رسالتم محبت است و زیبایی. چون نیاکانم والامنش و پاک طینتم. هم سوخته کاشانه و هم باخته گنجم اما از اسب اوفتاده ام نه از اصل. و ایران سرای جاویدم، تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم. من اینجا ریشه در خاکم، من اینجا عاشق این خاک از آلودگی پاکم. من اینجا تا نفس باقیست می مانم...

موضوع: عمومی | لینک | 9:33 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

چهارشنبه 1386/02/05

یکی از موضعات مهمی که تصور میکنم باید بیش از پیش به آن پرداخته شود، مسئله ی صهیونیسم است. به ویژه اینکه جایگاه ایران به عنوان قطب مقابل صهیونیسم در آینده نگاری جهان، توجه بیشتر مردم ایران را به این موضوع میطلبد. تاریخچه صهیونیسم را می توان به طور خلاصه از یهودستیزی و تصمیم یهودیان جهان برای اجتماع در یک منطقه جغرافیایی جستجو نمود. به سرعت اتحادی بین یهودیان شکل گرفت و این باعث شد به بلند پروازی های بیشتری مانند بازگشت به سرزمین مادری قوم خود فکر کنند. یهودیان از 3200 تا حدود 1800 سال پیش در منطقه ای که اکنون اسرائیل نام گرفته زندگی میکردند تا اینکه امپراطوری روم در سال 200 میلادی به آنها تاخت و موجب پراکندگی آنها شد. در این نوشته مجالی برای شرح دقیق تر چگونگی و کیفیت تشکیل جنبش صهیونیسم و نحوه بازگشت یهودیان پس از سالها تبعید نیست.اما اتحاد و حمایت مردمی، کمک های مالی سرمایه داران یهود و همچنین ریشه دار بودن این قوم باعث گردید که صهیونیسم به قدرتی بزرگ و در عین حال مرموز مبدل گردد. اما آنچه اهمیت دارد جهانبینی خاص صهیونیسم است که ریشه در یهود دارد.

قوم یهود بر اساس نوشته های کتب عتیق (تورات و  تلمود) معتقد است که سرزمین مقدس (از نیل تا فرات) را خدا به آنها (از زمان حضرت ابراهیم) وعده داده و سلیمان و داوود در همین سرزمین پادشاهی و نبوت داشته اند. همچنین آنها خود را قوم برتر میدانند و معتقدند که با ظهور مسیحا در آخرالزمان حکومت جهانی تماما در اختیار آنها قرار خواهد گرفت. این به قدرت رسیدن مستلزم مقدماتی است : فراهم آوردن شرایط ظهور مسیحا و آمادگی برای جنگ نهایی (آرماگدون) و نجات بزرگ. آرمان این تفکر، تسخیر جهان است. به نظر میرسد صهیونیست ها در راه رسیدن به این آرمان گام های بلند و استواری در طی سالهای اخیر برداشته اند، گام هایی که از چشمان بسیاری از مردم دنیا پنهان مانده اما در دیدگان تیزبین اهل فهم کاملا عیان است. تشکیل دولت اسرائیل مهمترین این گامهاست. همچنین آمریکا به عنوان ابزاری بسیار قدرتمند (به دید من) کاملا در اختیار تفکر صهیونیسم است. برای ظهور مسیحا، منجی یهود، باید معبد سلیمان باز سازی شود. این معبد قبلا دو بار ساخته شده. نخستین بار توسط سیلمان در 960 سال پیش از میلاد که به وسیله بابلی ها تخریب شد و پس از پیروزی کوروش بر بابلی ها در حدود سال 593 قبل از میلاد این معبد باز سازی شد که اینبار توسط رومی ها ویران شد. صهیونیست ها معتقدند که مسجد الاقصی روی ویرانه های معبد سلیمان ساخته شده و می باید با تخریب آن، برای سومین بار آنرا بنا کرد.  بر اساس بند 19 کتاب اعداد پس از ساختن معبد، باید گوساله ای سرخ مو را برای تطهیر این مکان قربانی نمود که با بهره گیری از دانش ژنتیک این گوساله چند سالی است که به دنیا آمده.

اما سلطه اقتصادی و به ویژه سیاسی و فرهنگی صهیونیسم  بر جهان بسیار پرکار بوده. برای نمونه می توان به حضور پشت پرده و هدایتگر تفکر صهیونیسم در سینمای هالیوود و نقش آن در ذهنیت مردم جهان اشاره کرد. در ليست يكصد فرد مؤثر بر سينماي آمريكا، 12 نفر اول همگي يهودي­اند. در بسیاری از فیلم ها پس زمینه ای از تفکر صهیونیسم به طور ناخودآگاه در ذهن مخاطب شکل میگیرد. به دو نمونه اکتفا می کنم : در «نجات سرباز رایان» صحنه هایی از نبرد نهایی را می بینیم و نجاتی بزرگ بطوری که رایان یک انسان برتر است که باید به هر قیمتی نجات پیدا کن و هر وسیله ای دراین راه توجیه می شود. و در فیلم «ماتریکس» ، باز هم نبرد و نجات یک قوم. در کتاب پر مخاطب «راز داوینچی» به شکلی دیگر تفکرات صهیونیستی، هنرمندانه به ذهن مخاطب دیکته میشود. بطوری که در پایان کتاب شما علاوه بر علاقه مندی به دیر «صهیون» به این فکر می کنید که منجی (مسیحا) از نسل حفاظت شده ی عیسی ظهور خواهد کرد. فرقه ی «رایلیان» هم که علاقه مندان خاص خود را دارد بدون اینکه کوچکترین اشاره ای به یهودیت داشته باشد، مخاطبانش را به سوی تفکر صهیونیستی می کشاند. خود من دو سال پس از تحقیق و مطالعه در مورد این فرقه به این نتیجه رسیدم. از این دست مسائل بسیار می توان گفت اما مجالی نیست.

اما ایران به عنوان طلایه دار تفکر مهاجم اسلامی، بزرگترین سد در برابر نقشه ی صهیونیسم بشمار می آید. ساختار حکومتی ولایت فقیه خود برگرفته از مکاتب مذهبی – سیاسی یهود مطابق با تورات است. پیامبر– شاه ها (مانند سیلمان و داوود) از قدرت خود برای پیشبرد مقاصد مذهبی استفاده میکردند و البته در مقابل آموزه های دینی به پایه های حکومت استحکام می بخشید. این دقیقه اتفاقیست که در ولایت فقیه می افتد. ترویج تفکرات تهاجمی در جامعه ایران از آشنا نمودند کودکان با مفاهیمی چون جهاد در مدارس آغاز شده و با تزریق مفهوم مهدویت و فرهنگ عاشورا با صرف هزینه های فراوان به طور مستمر ادامه میابد. خمینی در سالهای آغازین انقلاب صراحتا اعلام کرد "اسرائیل باید از صحنه ی روزگار محو شود" و این اواخر سخنان احمدی نژاد در مورد حذف اسرائیل از نقشه جهان نمایانگر تداوم این تفکر می باشد. شاخه برونمرزی سپاه پاسداران (موسوم به سپاه قدس) با حضور فعال در صحنه های بین المللی همواره خاری بر چشم اسرائیل بوده که نمونه بارز آن جنگ اخیر لبنان و اسرائیل بود که به مدد جمهوری اسلامی ایران به رسوایی برای ارتش و دولت اسرائیل انجامید. به همین خاطر است که بخش قابل توجه ای از بودجه کشور صرف هزینه های نظامی می گردد و دستیابی ایران به چرخه تولید سوخت هسته ای تا این اندازه در مجامع بین المللی بحث برانگیز بوده.

پیشبینی آینده ی این چالش ها میان ایران و اسرائیل دشوار است اما بنظر میرسد ایران قصد دارد با متحد نمودن کشور های اسلامی موازنه ی قدرت را در این بازی خطرناک به نفع خود تغییر دهد. پیشنهاد ایجاد ارتش واحد اسلامی از سوی جمهوری اسلامی گواه دیگری بر این مدعاست.

موضوع: فرهنگ و اجتماع | لینک | 4:53 بعد از ظهر | نویسنده :بهــــــــراد 

پیشتر نوشته ام

میر حسین
ببین احاطه کرده است عدد ذهن خلق را
این باسه ما دل نمی شه
آرام نگیریم
آمار
زبان حال
آی آدم ها
سال انسجام هم گذشت ...
مرشد و پیر
نو شد، نو شو
محـــــرمانه
آیا معتقد به وجود روح هستید ؟
چارلی چاپلین
ارزش ها
ما لعبتگانیم - 1
یاد ایامی ...
متافیزیک، جهل، خدا
مدونا
زندگی
جهان سوم
آگهی خرید
محتوا، معنا
مرتضی محیط
یک سوزن به خود
من خود به چشم خویشتن
می دانم، می دانم، می دانم
شرح ماوقع
یادداشتی برای خودم
دلم عجیب گرفته
کتاب: وقتی نیچه گریست

 

بایگانی ماهیانه

خرداد 1388
مهر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
 

آرشیو موضوعی

فرهنگ و اجتماع
فلسفه
عمومی
خواندنی
تاریخ و اسطوره
اندیشه
روزنوشت
قالب وبلاگ
خبر
طنازی
کتاب
شخصی